در فستیوال هنری ثقافی طلاب هم مرتبه اولای سینماتوغرافی نصیبمان شد. " نفسانیات یک من" دارد حال میآید.
یکم- نطق جنرال سابق جنود امریکی- مک کریستال- که منجر به انعزال سربع وی از قیادت متجاوزان در افغانستان شد نه از سر مستی ایراد شد نه ناطق، در مقام مزاح بود بلکه بیپروا از حقیقتی پرده بر می داشت: بی کفایتی، نادانی و بیخردی اعاظم ولایات سابقاً متحده. کریستال، یک جنرال چند ستاره بود که فرماندهی محاربه اشغال عراق را در دوسیه خود داشت و بالاخره در شناخت کیفیت تجاوز و ادامه اشغال ممالک بی دفاع، ید طولاء بلکه بیضاء داشت و خصایص منطقه شرق الاوسط و منش و روش رعیت طاغی افغان مسمی ب"طالبان" را فهم کرده بود. لیکن زمانی که در واشینغتن به دیدار صدراعظم تازه کار و ناشی ولایات متحده رفت دریافت که معلومات وی درباره فغانستان از معلوماتی که درباره خانواده و عیال محترم سگ کاخ سفید و تعداد زوجات و کیفیت توالد و زمان تزویج آنها دارد بسی کمتر است. لذاست که میگویم سیاستهای استراتجیک ولایات متحده را "فاوریو" منشی و کاتب مخصوص رییس جمهور تعیین می نماید. موید این مطلب آن است که وقتی شیفت کاری منشیان عوض می شود سیاست امریکا یکهو تغییر میکند. مگر بوش صغیر، نطق معروف "محور شرارت" را زیر دود چراغ نفتی و با تحقیق متتبعانه نوشته و ایراد کرده بود؟ یا - چنان که نقل کرده اند- یک روز عصر که از اسب دوانی در مزرعه تغزاس برمی گشته منشی نطق نویس، کاغذی به وی داده تا در جا ایراد کند و بوش فقط وقت این را داشته که کلمات را هجی کند تا تپق نزند؟ اوباما تا بفهمد لابی صهیونیستی چه بلایی بر سر کشورش آورده، لازم است 50 واحد درس سبعیت پلتیکی را در محضر شاگردان کیسینجر بگذراند یا برای شناخت بهتر اسلام امریکی در یونیورسیته دوک امریکا پای درس مستر حجت الپارسال کدیور - زید عزه الهرمنوتیکی- بنشیند.
دویم- افتضاح ترشح نفط از اعماق خلیج مکزیکی به سطح و ناتوانی ولایات متحدهی آنچنانی در مهار آن، اگر توهم ابرقدرتی را از مخیله سران امریکی نزداید اما در حافظه تاریخ خواهد ماند که امریکیون همزمان با قشون کشی به دور زمین و مهارت ویژه در نسل کشی هوایی، از مهار یک چاه نفط عاجزند. این چوبی است که امریکا بابت انهدام سکوهای نفطی ممالک محروسه ایران می خورد.
سیم- 15 سال از نسل کشی در سربرنیتسای بوسنی می گذرد و هنوز در جنگل های آنجا گورهای دسته جمعی کشف می شود. در یک قلم 700 پیکر پسران و مردان مسلمان آن دیار دیروز از زیر تراب بیرون کشیده شد تا وجود توحش غربی زیر پوست لطیف دموغراطی بیش از پپش خود بنمایاند. موقع جنگ، ولایات متحده آنقدر دست دست کرد تا آنچه صربها میخواستند محقق شود و حال آنکه تظاهر به مخالفت با جنگ می کرد.
چهارم- من حالا دیگر از تکرار بلغورهای سران فتنه حالت تهوع می یابم اما اگر ننویسم شب خوابم نمی برد. یارو نوشته است یا برایش نوشته اند: تحریم ها سود کلانی عاید سپاه می کند. خداوندا پیری باعزت به همگان عطا فرما وگرنه سکته ای ده تا به ذلت پیری دچار نشویم.
پنجم- نصر حامد ابوزید مصری رهبر معنوی ضایع اندیشان ایرانی(دگراندیشان سابق) در تبعید درگذشت. خداوند از عذاب او کاسته، در یک جای کم حرارت دوزخ جای دهد. ریشه بشری خواندن قرآن از همین ابازید بود که واسطه شیفتگان ایرانی اش نشخوار گردید و با پیاز و فلفل پوپری به خورد طلاب داده شد و نتیجه اش شد علی افشاری و احمد باطبی، آبدارچیان صدای آمریکا که در زمان کمبود نیرو با حفظ سمت به دربانی آنجا هم منصوب می شوند.
ششم- بعض مطربان سابق با لابی برخی مشائیون به مملکت باز گشته اند خدا به خیر کند. روزنامه کیهان مقررات برپایی مجلس طرب توسط ایشان را اعلان می دارد: 1- لازم است شعر و میوزیک شان قبل از اجرا به رویت و استماع این میرزا برسد. میوزیک ها کاملاً سنتی و فقط در مایه دشتی، شور و بیات اصفهان مجاز است ولی بیات ترک و استفاده از هر رقم ساز بادی و کوبه ای و سیمی ممنوع.2- مطربان پس از تحویل توبه نامه و روزی سیصد مرتبه استغفار به صیغه کامله مجوز اجرا دریافت خواهند کرد.3- هرگونه حرکت اضافی قدغن بوده از نقطه ای مشخص تکان نخورند.4- مشائیون یک حواله ضمانت یک کرور تومانی بسپارند تا در صورت تخطی از موارد فوق الاشاره به نفع خزانه پاس گردد.
هفتم-این شبکه های قمر مصنوعی مسمی ب" ماهواره" که واسطه متدینین احداث می شود صرف نظر از این که غیرقانونیست در اغلب موارد صفرا می افزاید. شاهدش هم این که صهیونیست ها بعض منابر آقایان را درسته و بدون هیچ کم و کاستی در تلفزیون های خود تماشا می دهند. آجرکم الله و تقبّل الله. برای صهاینه چه چیزی نافع تر از این که هجمه مسلمانان علیه اخوان دینی خود را منعکس نمایند و بذر تفرقه بیفشانند؟ آنهمه از نقاط افتراق گفته شده که عالم اسلامی امروز چندپاره است. این همه مشترکات داریم نمی بینید؟ توحید که رتبه اول است را به قعر فهرست تنزل داده ایم و چیزهای دیگر را که ریشه در کینه های کهنه دارد به جای آن برنشانده ایم. همین می شود که سلفی ها آنقدر فشار می آورند که عالم فرهیخته ای چون آیت الله تسخیری که عمر خود را صرف وحدة اسلامی نموده مجبور به استعفا از مجمع علمای اسلام می شود. چرا که سلفیون به غلط، ایشان را نماینده تفکری می دانند که از منابر ماهواره ای بعض آقایان منتشر می شود.
هشتم- کراوات و صافی نمودن وجه، درست است که نشان از نامسلمانی نیست لیکن اشاره به مجاز بودن یا نبودن آن در شأن یک دولتمرد نیست و در زمره مباحث فقهی میگنجد. اصولاً چه کسی کراوات و تیغ را مانع تدریس در دانشگاه عنوان کرده و این مسأله اصلاً چقدر اهمیت دارد که شما در یک نطق رسمی که اتفاقاً در آن از عمقی نشدن دین در دانشگاه بث شکوی کرده اید به آن تعریض نموده اید؟
یکم- بحمد الله و المنة " منشور" جناب فتنه منتشر شد و تکلیف آزادیخواهان، زبالهسوزان، کوکتل مولوتف سازان، راهزنان و عاشقان بوی چوب نیم سوخته معلوم و مقرر گردید که با چه چیزی خود را تطهیر کنند. سابقاً برای شستن، آب استعمال می شد لیکن اکنون توصیه شده است با این چیزهایی که در پی می آید من را شست و شو بدهند: حقوق بشر (قرائت الهه خانوم هیکس)، جلوگیری از سانسور، حفظ حریم خصوصی؟! زمینۀ ابراز شادی (از نوع خیابانی)، حمایت از پدید آورندگان آثار هنری (مانند کوکتل مولوتف با بطری کمر باریک و سلاح های سرد و تیز که در اشکال اسلیمی تولید شده اند و مصالح ساختمانی که در معماری اصیل ایرانی کاربرد دارد همچون آجر قرمز و مفتول 3 سانتی)، به رسمیت شناختن حقوق اقوام(به ویژه همسر بیشفعال خود و باقی خویشان)، تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی ( از طریق برگزاری کلاس های فیلمبرداری با گوشی همراه و نحوه ایمیل زدن به بی بی سی)، فراهم آوری زمینۀ گفت و گوهای عقلانی- انتقادی در بارۀ مصالح عمومی (همچون گفت و گو با پلیس به منظور تادیب و گوشمالی)، اجرای الگوی مدیریت غیر متمرکز (مانند مدیریت غیرمتمرکز و موفق دانشگاه آزاد)، ایجاد معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری (در دوره یازدهم)، دخالت مردم و به ویژه زنان و جوانان در تصمیم گیریها(ی خیابانی)، راهیابی به محافل، اعلامیهها و میثاقهای بینالمللی( همچون راهیابی و سخنرانی در انستیتو واشنگتن به همراه وزیر جنگ صهیونیست ها)، توقف روند رو به گسترش تخریب محیط زیست ( به وسیله احراق مواد لاستیکی آتش زا با بنزین سوپر که آلایندگی کمتری دارد)، گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری برای زدودن خشونت ( از طریق اعلام برنده شدن شخص من در انتخابات یکساعت پس از انتخابات که خود روح بردباری جمعی را بالا می برد)، پیریزی درست نظام اقتصادی ( کوپنی)، داناترندانستن خود از روستایی در امور روستا( و زیر سوال بردن قطعی رأی او در امور مملکتی)، سلب نشدن حقِ ایستادگی در برابر ستم (عابربانکان)، پرهیز رییس جمهور از خودکامگی ( این امر قطعاً شامل خودرییسجمهوربینان نمی شود). در ادامه این منشور، آرزوی توهم آمیز "مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرارگرفتن برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری" ؟! شده که اصولاً از محالات وقوعی، وجودی، فرضی، عقلی و حتی ذهنی است.
دویم- مجسمه ساز صدام اکنون چهار سال است بیکار و مطرود مانده و سوژه ای برای ساختن ندارد. از عموم انساندوستان و سینه چاکان حقوق بشر، تقاضا دارد برای ادامه حیات این عرب مستحق، سوژه و امکانات در اختیارش بگذارند. سوژه هایی چون فسیلهای عاشق مقام- به ویژه مقام ریاست جمهوری-، منشورنویسان، معمرین آفتاب لب بوم ملی مذهبی که رویشان به آن دنیاست و حیف است یادگاری از آنان باقی نماند، کوچانده شدگان اجباری و مختاری مملکت که آب و هوای اینجا آزارشان می داد و اکنون در جنة المأوای خود به سر می برند، دوزیستان، اعضای اتاق فکر (با اتاق فکر توقفگاه های بین شهری اشتباه نشود) ریگی مقبور و دوست پسرش نوری زاده، سلامتیان، سازگارا در اولویت تام هستند. گفتنی است همه نامبردگان به همین زودی در آستانه محو کامل از حافظه ملت هستند و نجات آنان به دست عرب مجسمه ساز مذکور لازم به نظر میرسد. ضمناً سفارش کنید مجسمه ها را جوری بسازد که دمپایی خورش نیز ملس باشد.
سیم- سارکوزی خواستار مذاکره فوری با ایران شد. آقای سارکوزی سلام علیکم؛ خوابتان را رفته اید؟ قرصهایتان را خورده اید؟ اگر جواب مثبت است آیا امروز هنوز تصمیم نگرفته اید همسرتان را طلاق دهید؟ اگر جواب مثبت است راه بیفتید طلاق بدهید وگرنه به سوال بعدی پاسخ دهید. آخرین باری که توسط پزشک معاینه شده اید چه زمانی بوده است؟ اگر شش ماه پیش بوده آیا به توصیه های او دقیقاً عمل کرده اید؟ اگر همین دیروز معاینه شده اید آیا پزشک به شما سفارش نکرد که الکل زیادی مصرف نکنید؟ اگر الکل علیحده استعمال ننموده اید آیا می دانید که همین پریروز یکی از اضلاع صدور قطعنامه ضد ایرانی بودید؟ آیا اگر نرمال هستید فراموش کرده اید که تمام تعهدات هسته ای تان با ایران را زیر پا گذاشته اید؟ نارو زده اید و از فهرست تبادل سوخت توسط ایران خط خورده اید؟ شما را سگتان اخیراً گاز مشکوکی نگرفته است؟ بیش از نیمی از برقتان هسته ای است فراموش کرده اید؟ کلاهک دارید تجاهل می کنید؟ در مرام شما چیزی به اسم مردانگی هست؟ اصلاً مرام دارید؟ گربه پشمالوی همسر سابقتان اخیراً چنگ مشکوکی به شما نینداخته است؟ اقلاً به اندازه یکدهم ژنرال دوگل مروت داشته باشید و به اندازه یکصدم او از آمریکا فارغ شوید. آزادی، برابری و برادری را فقط برای همسر فعلیتان و گربه اش نخواهید. نسخه های پزشک را جدی بگیرید و داروهایتان را به موقع مصرف کنید تا تحریم دوقبضه را با ادعای مذاکره نیامیزید.
چهارم- وقف، مربوط است به مالی که از دسترنج شما فراهم شده و برای رهایی از آتش جهنم همه یا بخشی از آن را وقف می کنید تا وارث، همه مالتان را هاپولی ننماید. من نمیدانم وقف بیت المال مسلمین که تعریف و جایگاه مشخص دارد به چه معناست. وانگهی موقوف علیهم چه کسانی هستند؟ همه از وقف گفتند ولی از کسانی که وقف بر ایشان انجام می شود هیچ نگفتند. اشکال شرعی را چه می کنید؟ اساساً تصرفی که بر دانشگاههای غیر دولتی هست تصرف مالکانه نیست که وقف آن برای متصرفان مجاز باشد. حالا سید یاسر جبراییلی دوباره به من خواهد گفت که این طنز است می نویسی؟ نه این طنز نیست داغ دل است. اساساً مصوبه قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای آن بود که شبهه تصرف مالکانه را بزداید. این سالبه به انتفاء موضوع و مثل آن است که بگویی پدر عیسی ع عادل نبود. کدام پدر؟ کدام تصرف "مالکانه"؟ شما پدری را ثابت کن کویر لوت هم مال شما. من چندی پیش در همین راپورتنامه به احدی از روسای دانشگاههایی که لویی جرگه ای اداره می شود توصیه کردم دست عیال و اولاد و نوه و نبیره را بگیرد و برای تفرج خاطر، کنار آبی برود و دست از سر این دانشگاه بردارد. لیکن ویراستار کیهان که گویا نسبتی با او داشت آن سطور را قلم گرفت وگرنه کار بدینجا نمی کشید./
الیوم رژیم غاصب صهیونیست استعمال هر رقم نامردی را بای نحو کان مجاز می شمرد و با کل عالم به محاربه برخاسته است. الیوم یوم نکبت n ام است. ایام نکبتی که از 1948 آغاز شد و با حرب شش روزه، جنایت صبرا و شتیلا، جنایت قانا، جنایت دیریاسین، جنایات غزه و بالاخره کشتار نمایندگان عالم که برای همسوزی با باریکه غزه عازم آنجا بودند ادامه یافت و تا محو اتم و اکمل صهیونیزم مکرر خواهد شد؛ خواه در سرزمین های اشغالی لانه کرده باشد خواه در راهروهای کاخ سفبد سگ دوانی کند و برای اوباما - این نمونه ژنریک بوش و این جوجه اردک زشت- نقشه راه تعریف نماید. این جوجه اردک سیاه باید در تیزاب بخوابد و رنگ خود را روشن کند تا با سیاه پوستان ستمدیده ایالات متحده و آپارتایدزدگان دیروز مشتبه نشود. اوباما از بوش هم بدتر است به همان دلیل که منافقین از کفار بدترند. به همان دلیل که نقاب دعوی " تغییر " کنار رفته و دورویی او بیش از پیش عیان شده است. بوش هر شری بود شرارت خود را در بوق می کرد و حال آن که اوباما دست چدنی به سمت مخالفانش دراز کرده است. بوش چند ماهی است در حیطه شر خود روسفید شده است. پریروز خبرنگاری به اوباما گفت تو که همان راه بوش را تعقیب می کنی و اوباما در جواب، بندی از بیانیه هایی که صهیونیست ها برای او ماشین می کنند را خواند و به سرعت طفره رفت.
صهیونیسم شجره خبیثه ای است که از فاضل طینت شیطان آفریده شده است. صهیونیسم از تخم و ترکه قابیل است که هابیلیان را در قرن بیست و یک به مسلخ می برد. سکوت خدا اما همان سکوتی است که موقع چال کردن تن هابیل بر جهان حکمفرما بود. شاهد همان شاهدی است که قتل هابیل را دید اما دم نزد شاهد همان شاهد است اما فان الشاهد هو الحاکم و این است رمز تشفی دلهای مومن بالغیب و الیوم الاخر. اگر معادی نبود خون هابیلیان فی الجمله هدر می شد.
اسراییل با حمله به سفینه های صلح که نمایندگانی از کشورهای عدید را حمل می کرد دقیقاً پروتکلهای صهیون را اجرا نمود و تز نژاد برتر و غصب نیل تا فرات و پست شمردن مردم عالم را به عمل نزدیک کرد. مردم عالم در نظر اینان موجوداتی هستند که باید برای سعادت صهیونیزم و حکمرانی او بر عالم سلاخی شوند. این آغازی بود بر پایان صهیونیسم و میخ دیگری بود بر تابوت آن. امروز کاسپین ماکان و علیرضا نوری زاده نمی دانند با ننگ به اسراییل رفتن شان چه کنند و آن لکه را با کدام وایتکس محو نمایند. امروز سران فتنه مردد خواهند شد که بیانیه های سایت وزارت خارجه اسراییل را چه گونه ترجمه کنند که کسی نفهمد. این است آن جمهوریتی که آن را در خطر می دیدید. این همان دموکراسی است که به خاطر آن جوان عزب طهرانی را به خیابان کشاندید تا نفهمد برای چه شهر را به آتش می کشد. این همان " رضوا بان یکونوا مع الخوالف و طبع علی قلوبهم " بود که می دانستید اما به مخالفت خود دامن زدید تا دلهاتان ممهور به مهر الهی شد. این دلهای مطبوع دیگر در پی معبود نخواهد بود. این دلهای مهر خورده بعد از این هم سوار بر ماشین جهل به خیابان غفلت خواهند رفت و ته مانده اراذل را به زباله سوزی واخواهند داشت. این مهرخورده دلان با لباس پیغمبر به میراث پیغمبر ناسزا می گویند و قرائت خودشان از اسلام(؟!) را تلاوت می کنند؛" ان انکر الاصوات لصوت الحمیر". اینان با وجودی که نهی "و لا تمش فی الارض مرحاً" را شنیده اند چنان بر روی زمین گام می زنند که تو گویی ملتی را به دنبال خود می کشانند و حال آنکه به پست سرشان که نگاه که می کنی کامبیز عداوت را می بینی که با مهین شرارت دست در دست هم شعار انحرافی شهین چاقوکش را تکرار می کنند. آدم حسابی های 25 خرداد اکنون در خانه خود مشغول توبه اند و شما در لانه خود طرح آشوب می ریزید. شمایی که دولت را به رسمیت نمی شناسید چه گونه از وزارت کشور به زعم خود نامشروع او مجوز آشوب می طلبید؟ شتر سواری دولا دولا نمی شود. یا اعتراف کنید که خر دجال شده اید یا تیغ تیز خود را آخته نشان دهید. وزارت کشوری که 10 میلیون تقلب را در یک روز سامان می دهد چه گونه طرف مجوز شما می شود؟ آشوب که مجوز نمی خواهد به شیوه قدیم بیایید تا عده و عُده خود را ببینید. امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران هزار جوان زیر 20 ساله ناکام است نسبت به ویروس شما مقاوم و در برابر فتنه واکسینه شده است. امروز غربال جمهوری اسلامی شمایان را کلفت تشخیص داده و دور ریخته است. توبه هم بکنید برای آخرتتان خوب است مکافات دنیوی سر جای خود است: " و لیست التوبه للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر احدهم الموت قال انی تبت الان"!! الان که محتضرید توبه برای دادگاه معنی ندارد.
دزدان دریایی که سلف شان - هرتصل - هم یک چشمی بود و شاید یک پایش هم چوبی، به ریز و درشت و کوچک و بزرگ رحم نکردند و دنیا را علیه خود شوراندند. این زنگ پایان اسراییل است که از سراسر جهان نواخته می شود. این 20 کشته و تعدادی مجروح گرچه در قبال خیل فلسطینیان ذبح شده ناچیز است اما اراده الهی آنان را از ملیت های مختلف یکجا جمع کرد تا با وقوع این جنایت آتش ضد صهیونیستی در جای جای عالم افروخته شود و درخواست نابودی غاصبان از همه جا صادر گردد. اسراییل با این عمل خود به ملاقات عزراییل رفته است. حسنی مبارک امروز اگر وجدانی برای او مانده باشد از بستن گذرگاه رفح شرمنده خواهد شد و در غیر این صورت بی هیچ شرمی در شرم الشیخ به دیدار نتانیاهو خواهد رفت. البرادعی اکنون حربه کافی علیه مبارک دارد تا حکومت 50 ساله او را ساقط و رأی مردم را بر مصر حکمفرما کند. اصلاً همه این دردسرها زیر سر نامبارک مبارک است که گذرگاه رفح را بسته است وگرنه چه نیازی به ارسال کمک از طریق دریا بود؟ اعراب جاهلی از این پس چه داعیه ای برای عادی سازی روابط خود با اسراییل دارند؟ امارات امارت و نشانه ای در دست دارد که حاکی از آدم بودن صهیونیست ها بکند؟ چرا راه دور می رویم آنان که مردم اسراییل را رفقای خود دانستند و به رسمیت شناختند اکنون با کدام رو همه جا پشت سر رییس جمهور می ایستند و لبخندهای مرموزانه از خود صادر می کنند و زیر لب به خیال خود ذکر می گویند؟ خداوند این قلم را نبخشاید اگر به صهیونیست ها هجمه کند اما رفقای آنان را مدح کند. دوستان مردم اسراییل تا دیر نشده منصب غصبی خود را ترک کنند تا جمهور مردم مجبور نباشند به وظیفه انقلابی خود عمل کنند. ما مار در آستین نمی خواهیم. ما روشنفکر دینی دولبه نمی پسندیم. یا اعتقاد خود را اصلاح کنید یا یک بار برای همیشه به خانه خود برگردید و کاری به کار مردم نداشته باشید. در همین غرب به شدت سیاست زده هر کس در هر موقعیتی پایش بلغزد دادگاه او را جلب می کند از او توضیح می خواهد و به محاکمه می کشاند و خطاکاران، اغلب و دست کم با عذرخواهی سیاست را بوسیده و کنار می گذارند اما اینجا فاسدالعقیده ها بیشتر قدر میبینند و بالاتر بر صدر می نشینند.
سلام بر مردم خداجوی ایران، سلام بر ملت غیور و مبارزان راه حقیقت علیه ستم عابربانکان، سلامی چو بوی خوش لاستیک آتشزده و کوکتل مولوتوف بنزینی مخلوط با پودر صابون سبز گلنار مخصوص حمام. سلامی به گرمی خرداد و شکست سترگ آن، سلام بر حماسه آفرینان 11 میلیونی که اکنون به دلایل کاملاً روشن به عدد افتخارآفرین 03/ میلیون رسیده اند. این شکست نبود عدمالفتح بود لیکن شما با حضورتان پای صندوقهای بلدیه ثابت کردید که مرد عرصه خون و آتشید. سلام بر مادران سابقاً داغداری که فرزندان مفقودالاثرشان مفقودالجسد شدند و سپس با دم مسیحایی این جانب و همکار عزیزم جانی دوباره گرفتند و اکنون در کنار شما مشغول خوردن مغز تخمه کدوی سبز مزمز هستند؛ آفرین بر همت و اراده پولادین شما. سلام بر شهدای راه حقیقت که شهادتشان با ما هماهنگ نشد ولی عملیات، موفقیت آمیز و تحسینبرانگیز بود. سلام بر پزشک متعهد و طبیب حاذق، آرشخان حجازی که در عملیات کوچه پس کوچههای خیابان کارگر به سوگند مقدس پزشکی خود وفادار ماند و رول خود را جانانه ایفا کرد. من از همینجا به او که ناگزیر به اقامت در لندن است سلام و برای گونههایش ماچ میفرستم. احسنت، احسنت بر کاسپین ماکان نامزد سابق ندا که با شجاعت اتمّ و اکمل پا به سرزمینهای اشغالی گذاشت و با صهیونیستها ملاقات کرد؛ کاری که در نوع خود بینظیر بود و خیلی شهامت میخواست. سلام بر او هر جا که هست. آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا بهسلامت برش گردان که سالگرد در پیش است کارش داریم. نامزدهای اینجا دیگر حاضر نیستند حماسه بیافرینند دستمان خالیست. سلام بر همکار عزیز و جانفشانم که با وجود 80-70 سال سن بابرکت، هنوز مثل جوانان میخروشد و تجاوزهای پنهان را آشکار میکند. این فرزند احمد که بلوتوثهای داخل گوشیهای مردم گواه آن است که او تا چه حد باهوش، بافراست، تیزبین، موقعیت شناس و باذکاوت است و سرعت انتقال ذهنیاش اخیراً با سرعت نور برابری میکند. آفرین بر او و افشاگریهایش. سلام بر قربانیان تجاوز که شجاعانه از کشور خارج شدند بلکه آن سوی آبها یک آب و نان و مقرری بگیرند؛ چرا که اینجا به بیکاران و خودموردتجاوزبینندگان اعانهای نمیدهند. سلام بر سبزهای کوچیده یا کوچانده شده از وطن که در حماسه حمله به سفارتهای کشورمان دلیرانه عاجز ماندند و گزارشها حاکیست پلیس گور به گور شده آنجا که حماسه آفرینان را بازداشت نمود با آقای رادان در ارتباط بودهاند.
ملت غیور سبز مآب ایران! به لطف الهی، سالگرد حماسه 22 خرداد (بخش 03/ میلیونی) در پیش است و از آنجا که جوانان غیور پای صندوقهای بلدیه، اکنون شوربختانه در حبس بهسر میبرند از شمار ما کاسته شده است؛ آنهایی هم که در حبس نیستند نمیدانم چرا مثل نفتالین موجود در هوای باز یکهو تصعید و غیب شدند اما بوی آنها هنوز بر جای مانده است؛ لذاست که خواهشمندم جان مادرتان از حالت بخار به حالت جامد درآیید و به کمک ما بشتابید. به هر کجا نظر میافکنیم ملت مشغول کار و بار خویشند و انگار تمایلی به شرکت در مراسم سالگرد حماسه شکست را ندارند. من دیگر غیر از حنجره، کجای خودم را ... بدهم تا شما بیایید؟ (سرویراستار روزنامه تندروی کیهان! سلام علیکم؛ خودم به اندازه کافی ملاحظه کردهام شما بیخیال این تیکه بشوید چایتان را بنوشید سرد نشود.)
عرض شود که بله ... خانومها و آقایان سبز ملاحظه نمایند که امسال با پارسال لختی تفاوت دارد. بنده در اینجا تفاوتها را برمیشمرم خودتان مراقب باشید. اولاً آن والدینی که فرزندانشان در حبسند و به من اشکال کردهاند که چرا از خارج گود فرمان آتش صادر میکنم و چرا فرزندانم را به این معرکه نمیفرستم ملاحظه کنند که نمیشود. من برای سلامتی خود به حکم عقل و نقل باید اهمیت قایل شوم. کدام یک از شما میتواند این همه بیانیه بدهد و از زندان و محاکمه بگریزد؟ این خودش قلقی دارد که فقط در دست من است و شما کارتان را بکنید. شما بیایید بقیهاش با من. به بچهها هم سفارش میکنم همراه محافظان تا آخر خیابان سلسبیل نرسیده به آزادی بیایند، شعار مختصری بدهند و برگردند. ملحفه نسوز هم احتیاطاً همراهشان میفرستم ولی شما توقع نداشته باشید که بچههای من بیایند عابربانک را از جا بکنند و صندوق بلدیه را بنوازند. این کار فرزندان شماست. من اگر فرزندانم خونی از دماغشان بیاید دپرس که بودم دپرستر میشوم و رهبری جنبش به مخاطره میافتد؛ لذا اجازه بدهید ما در کنار خانواده کار خودمان را بکنیم. مهم آمدن شماست که بحمدالله جانهایتان را در طبق اخلاص مینهید و حضور بههم میرسانید. این از این.
اما تفاوت ها: یکی این که امسال شمار زیادی از همکاران من تاب مقاومت در مسیر را نداشتند و به بهانه واهی " چی فکر می کردیم چی شد" از معرکه کنار کشیدند لذا از کلیه علاقهمندان به حادثه و اکشن و عشق بدلکاری و شکم سیرها که از فرط سیری دنبال تنوع می گردند و مثلاً همین جوری به یاد کودکی دوست دارند قلوه سنگ پرتاب کنند، به علاوهی جمیع زخمخوردگان نظام که به هر دلیلی طرد شدهاند و لو این که مشکل اخلاقی و مالی داشته باشند ( بالاخره انسان جایز الخلاف است) به همراه معمرین و پیشکسوتان ملی مذهبی که اخیراً بدون هماهنگی با بنده بیانیه دادند و گفتند از رادیکالیسم باید پرهیز جست و این در ذات خود حرف غلطیست خواهشمندم در یک جلسه مشورتی خدمت بنده برسند تا گرای لازم برای برهم زدن این نظم و سکوت قبرستانی را خدمتشات تقدیم کنم.
تفاوت دیگر امسال آن است که آقای آملی لاریجانی فرمودهاند این بار مسامحه نمیکنند و دست بزن نظام را نشانمان خواهند داد. خب اولاً خدمت ایشان عرض سلام و اخلاص دارم و امیدوارم این دست بزن را همچنان در آستین نگه دارند و ما را مورد نوازش قرار ندهند چون بالاخره ما استخوان خورد کرده نظامیم و آن موقع که مملکت را با همه اختلافها اداره میکردیم و در اطلاعات نخستوزیری به اتفاق " اکبر منکر " کارهایی میکردیم که امروزه خیلی نمیتوان از آن سخن گفت و جنگ را هم میخواستیم به شیوه آسید ابوالحسن بنیصدر اداره کنیم اما نگذاشتند اون موقع شما مشغول درس و بحث طلبگی خودتان بودید و در مدرسه مرحوم میرزا هاشم آملی - پدرتان - تخم مرغ کوپنی ما را میل مینمودید. پس نمکدان نشکنید و حرمت این پیشکسوت سابق پشت جبهه و فرمانده کنونی رزم خیابانی را نگه دارید. ثانیاً قول میدهیم امسال دیگر کاری به اموال عمومی و زبالهدانها نداشته باشیم بلکه از طریق مسالمتآمیز با شعب بانکها مذاکره میکنیم تا موجودی خود را بدون حرف اضافه در گونیهای پلمب شده تحویل ما بدهند وگرنه خدای ناکرده نوبت سوسیس کوکتل مولوتوف میرسد و آنچه نباید، رخ میدهد. بالاخره هر جنبشی و هر رهبر جنبشی خرج دارد؛ از فرهنگستان که به میل خودمان اخراج شدیم؛ در دانشگاه هم میل نداریم تدریس کنیم؛ نقاشیهایمان را هم که کسی نمیخرد؛ همین دیروز یک گونیاش را دادیم به نمکی و 200 تومان گرفتیم؛ از کجا بخوریم؟ لذاست که عرض میکنم از طریق مسالمت آمیز وارد خواهیم شد؛ گرچه بعید است من و همکارم مستقیماً در آنارشیزم خیابانی شرکت کنیم چون من معتقد به دموکراسی البته بدون احمدینژاد و مخالف آنارشیزم هستم ولی خب گاهی کار از دست دوستان بنده درمیرود و من در همینجا آنان را به آرامش دعوت میکنم.
تفاوت دیگر آن است که مسیر میدان امام حسین - آزادی قدری برای امسال فراخ مینماید. مستحضرید که بعضی دوستان، مشکل خانوادگی دارند؛ برخی هم نیاز به استراحت دارند نمیآیند؛ لذا مسیرهای آشوب بدین وسیله اصلاح میشود: مسیر شماره یک خیابان استخر از دم نانوایی اول تا سبزی فروشی دوم. مسیرها را کوتاه گرفتهایم دوستان خسته نشوند. مسیر شماره 2 از ابتدای خیابان 30 تیر تا نرسیده به چهارراه اول می پیچیم سمت راست داخل بنبست همانجا یک صندوق چوبی روشن میکنیم و با یک بیانیه غائله را ختم می کنیم. مسیر شماره 3 خیابان ظفر بخش یک طرفه آن که مناسب حجم جمعیت است تا نرسیده به خیابان ولیعصر چون آنجا ممکن است ضدانقلابیون باشند و به شما آسیب برسانند. دوستان، نرسیده به خیابان ولیعصر به سوپر مارکتها مراجعه و گلویی تر کنند و بهسلامتی به خانههایشان برگردند. همین که وظیفه انقلابیتان را به انجام رساندهاید و زندان نرفتهاید جای شکرش باقیست. مسیر شماره 4 ... بله؟ ...ببخشید عیال مربوطه پشت تلفن مشغول مصاحبه با اشپیگل است و می گوید مرا هم خواسته؛ با اجازه شمایان من بروم و بیایم؛ مسیر شماره 4 را یک فکری بکنید کجا باشد بهتر است؛ ترجیحاً بر روی کیسهایی فکر کنید که عرضشان بقاعده عبور یک ماشین و در هر 100 متر یک فقره سوپر مارکت سبز موجود باشد. حامیان جنبش زرد و پلاسیده سابقاً سبز! فعلاً خدا نگهدار.

