جوابیه رعایای کروی به بوش آخر

    یکم: با وجود ماضی شدن مهلت مقرره دول زورمدار برای کره شمالیه، راپورت می رسد رعایای کره به جای توقیف فعالیت های ذره ای، به شوارع ریخته پایکوبی و دست افشانی نموده جشن تولد گرفتند. مبارک شان باشد ان شاء الله. رادیو پس فردا ( فردای سابق) اعلام نمود رعایای کروی، ملبس به البسه ملون در میادین عمده بلاد، خطاب به بوش آخر فریاد کردند: « زکی ».

    دویم: از مناطق به زور تشغیل شده فالسطین خبر می رسد شارون، صدر اعظم سابق صهاینه، مسمی به « قصاب » که تقدیر چنین است که با موت تدریجی به ملاقات ملائکه غلاظ و شداد نایل آید دیدگان خود را باز نموده فقط افلام حیات وحش تلفزیون تماشا می نماید. مطلعین می گویند این رقم افلام برای مشارالیه مایه قوت قلب است.

    سیم: رییس بانک عالمی و معاون سابق وزیر حربیه ایالات متحده که چندی قبل با پنهان نمودن جواریب آبکش شده خود کلاس می گذاشت و زمانی که بالاجبار نعلین خود را خلع نمود آشکار شد که چه رقم جوراب به پا می کند فی الحال مجبور است به یک نحوه فضاحت عظیم تر پاسخ گوید و آن، فضیحت ترفیع درجه و مواجب معشوقه خود با دو مقرری است که در بوق وکالت های اخباری وارد شده و به این سهولت خارج شدنی نیست. « پول ولفوویتز » که نامش هم مشتمل بر پول است در برابر تقاضاهای عمله بانک عالمی مبنی بر استعفایش دست و پا و جوراب خود گم کرده، عنقریب است معزول شود به یاری خدا.

    چهارم: به رجال خارج گودی که از تهدیدات آتش افروزان دچار تخوف شده اعلانیه صادر و تأکید نمودندتو رو خدا یه کاری بکنین» و ایضاً به ژوغنالیست هایی که در جریده شان بهار سیر و سیاحت در مملکت را خزان و ابرهای تیره بر آسمان این ملک مستولی دیده، بوی گلاب کاشان را استشمام نمی نمایند توصیه اکید می نماییم ضمن مراجعت به احدی از اطبای حاذق علم النفس، دواجات ضد خوف و اضطراب از چهار نوع حبه، اماله، جوشانده و دم کرده به وفور استعمال نمایند که از نان شب برایشان واجب تر است. رفتار درمانی هم منسی نشود.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر خاطرات ملوان سابق انگلیز

    یکم: از قرار مسموع آن مخدره ای که سابقاً داخل در ملوانان بریطانی بوده و فی الحال تبدیل به سوپر استار مهمل بافی شده، با احدی از تلفزیونات، قراری مکتوب نموده تا بافته های ذهن خود درباره مدتی که با اصدقا به تور کامل ایران تشریف آورده بودند را یکصد هزار پوند انگلیز مبایعه نماید. بر این اساس، اینتلیجنت سرویس اعلان نمود مبلغ مذکور به شروط ذیل قابل پرداخت به مشارالیها خواهد بود:
1- به جای عنوان نمودن ضیافت کافی و اکل و شرب وافی در تور مذکور، عنوان بنماید که در یک دخمه تاریک و در معیت سوسکان شاخدار به سر می برده و به او عوض طعام، مرگ موش می خورانده اند لیکن به طرز حیرت انگیزی زنده مانده است.
2- به جای آن که عنوان کند با رفقا اجازت داشته تا بازی یه قل دو قل و بینگ بونگ استعمال نموده، بشکن و بالا بیندازد بگوید از صبح خروس خوان تا بوق سگ وادار شده است به شیوه عمله، صد ذراع تحت الارض در یک معدن ذغال سنگ فعلگی کند.
3- به جای رؤیت سریال مفرح ترش و شیرین و خواب کاملاً شیرین متعاقب آن، عنوان نماید که از شام تا به صبح در حجره بغلی میخ و تخته به همدیگر کوفته،تابوت می ساختند تا صبح علی الطلوع پیکر بی جانش را اندرون آن قرار داده زیر خاک کنند؛ لیکن هنوز این مطلب مبهمی است که چرا فی الحال اینجاست.
    دویم: پارلمنت ایالات متحده، ژرژ بوش آخر را منع نمود که منبعد کلمات زائده « حرب علیه تروریسم » را در خطبات خود استعمال نماید. مخبرین می گویند: در این صورت بوش مذکور، منبعد حرفی برای گفتن نخواهد داشت الا این که فقط به عیال محبوب و کلب محبوب تر خود خواهد گفت: جیگر.
     سیم: از قرار معلوم، بعض کاتبین زرنگ داخل تار عالمی انترنت، مسمی به ویب لاگ نویسان ترتیبی داده اند تا چنان چه شما در بعض موتورات تفحص، کلماتی همچون « ورشکسته بدبخت » را فحص بنمایید کلمات مرتبطی همچون « بوش » و « بلر» ظهور خواهد نمود تا هر چه سریع تر بتوانید به تارنمای اشخاص مذکور مراجعت بنمایید. این راپورت را بنگاه حمل و نقل و باربری و خبررسانی بی بی سی مخابره نموده.   

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر بی تابی رایس خاتون

    یکم: جنود بحری بریطانیای سابقاً کبیر که به گفته بلر محض تفریح و هواخوری داخل بحار مملکت فخیمه ایران شده، واسطه یک نفر از جنود مسلح ایرانی دستگیر و راهی یک کاروانسرای نمره یک، با مرغ و مسمی پذیرایی شدند نمک خورده نمکدان شکستند. ای حرامشان باشد آن پسته و گز اصفاهان و از حلقوم شان نازل نگردد ان شاء الله. جنود مذکور که کنگر خورده از فرط خوشی قصد داشتند در ایران لنگر انداخته، پایان سریال مفرح « حبیب آقا » را هم تماشا نموده آن گاه بروند هنوز طیاره شان به زمین ننشسته به احدی از مقرهای عسکری بریطانی منتقل شده، مغزهاشان را غسل داده، هنوز آب غسل نخشکیده، در یک اجلاس خبری فوری با بیانی که آشکارا بدانان املا شده بود و از روی کاغذ قرائت می شد گفتند در ایران جلو چشمان ما را مسدود نموده فشار وارد آوردند؛ مجبور شدیم به تعدی اعتراف بنماییم! معلوم نیست این چه رقم فشاری بود که این میرزا بعد از رؤیت آن در تلفزیون، آرزوی آن نمود که به دریای اروند داخل شده تا واسطه جنود مسلح ایرانی محبوس گردد و تحت فشار قرار گیرد.
    دویم: این که احدی از مجانین فراری مملکت، تلفزیون به راه انداخته، داروهایش را به موقع استعمال ننموده دچار وهم شده بگوید فردا صبح خروس خوان با طیاره به ساحت میدان ونک نازل خواهم شد جای عجب نیست؛ چرا که « لیس علی الاعمی حرج ... و لا علی المریض حرج»؛ لیکن عجب آن جاست که مدعیان بسط دموغراطی در اقصی مکان عالم  - منجمله جزایر قناری - یک قاتل ماهر و خون ریز کامل که علاوه بر کفش، مغزش هم ریگی است را بر صفحه تلفزیون خود ظاهر نموده از او به عنوان قائد جنبش مردمی ایران تعریف نموده با او مباحثه نمایند. به نظر می رسد در قاموس تلفزیون مذکور، جنبش، همان معنای اصلی خود یعنی حرکات موزون می دهد و این بار هم به همان معنا استعمال شده است. 
    سیم: فی الحال که دوشیزه غیر محترمه « رایس خاتون » پا بر زمین کوفته، مشت به هوا می فشاند تا وزیر خارجیه مملکت فخیمه ایران را از نزدیک زیارت نماید شایسته است منوچهر میرزا ضمن رد هر گونه ملاقات - نزدیک و غیر نزدیک - رایس مذکوره را به رفیق سابق اش که از قضا ایرانی است حوالت داده تا اندکی ار آتش ولع مشارالیها فروکش نماید.
    چهارم: از قرار مسموع می خواهند یک آکتوری را که سابقاً و به طور عمده در کاراکترهای منفی سینما و تلفزیون از قبیل ولید بن عقبه که استعمال خمر و میسر می نمود و مست لایعقل نماز صبح را به اربع رکعات می گزارد ظاهر شده است را برای آکتوری در نقش مرحوم آسید احمد آقا ولد مرحوم آسید روح الله امام تعیین نموده از او فیلم، پروداکشن نمایند. ای وای بر ما. هنوز رعایا صحنه های مربوط به فسق آن کاراکتر و ایضاً زن بارگی های یک کاراکتر دیگر در یک فیلم سینماتوغرافی دیگر را از ذهن نبرده اند که شما قصد نموده اید آکتور مذکور را در فیلم به جای احدی از بهترین ابنای این مملکت بنشانید. چنین مباد!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :