اوضاع بلبشوست

اوضاع، به غايت بلبشوست؛ بدين نحو كه عرض مي شود:
- احدي از رجال مملكتي سابق درباره شريعت چنان مغلوط سخن رانده كه بوي عفن آن را رعاياي بلاد كرمان هم استنشاق نموده به صاحب كلام مزبور تلغراف زده اند كه: «پسته ها را اين‌جا آفت زده است؛ شما زراعت را به اميد خدا رها نموده رفته‌ايد بلاد طهران كلام مجهول از خود صادر مي‌نمائيد؟ حالا كه عهد رونق آب است رجعت بنمائيد كه زمين، هيچ كم ندارد الا ضربه بيل شريف شما.
- ضربه فيلترينگ به احدي از تارنماهاي خبري واقع در «انترنت» چنان سهمگين بوده كه رؤساي آن كراراً گيج مي‌زنند و دروغ تحويل رعايا می‌دهند. يك روز از فوت زندگان راپورت مي‌دهند، روز ديگر از مجرمان استظهار مي‌نمايند و روز سيم انقلاب مخملين را به بزرگان نسبت مي‌دهند. به نظر مي‌رسد اگر پراكسي تارنماي مذكور را قدري از اين كه هست ضخيم‌تر بگيرند اين تيترها بر تارك صفحات آن تلألؤ بنمايد:
- ليله ماضيه نافله شب جناب جرج بوش متهجد قضا گرديد مع الاسف.
-كونداليزا خاتون در حضور آیت الله العظمی کاظمینی بروجردی شهادتين بر زبان جاري گردانيد و نام «مكرمه» را برای خود انتخاب كرد.
-صبح اليوم بن‌لادن لحيه خود را دو قبضه تقصير و قبضه سوم را حلق نمود.
-اولمرت، فالسطين تشغيل شده را به رسميت شناخت و با عيال و اولاد خود به مملكت لهستان رجعت نمود.
-از حسين آقا مرعشي صاحب حاشيه عروة الوثقي، كتاب وزين «الفقه الليبرالي في 16 سنه ماضيه» در بيست مجلد واسطه مطبعه «اخوان تكنوكرات» به حليه طبع آراسته گرديد.

‌   
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر هک شدن وبلاغ‌مان

    یکم- الیوم هرآن‌چه به مغز علیل‌مان فشار می‌آوریم سابجکت یافت نمی‌شود؛ لذا علی الله راپورت تحریر می‌نماییم.

    دویم- بالاخره به دیدار فیلم سینماتوغرافی روز سیم نایل شدیم بحمدالله. قصه فیلم روایت یک مخدره و اخوی وی بوده که در ایام تشغیل محمره (خرمشهر سابق) واسطه جنود عدوانی عراقی در منزل گرفتار آمده دوشیزه مذکوره پایش منکسر بوده قوه حرکة نداشته این هردو می‌مانند که حالا با این اوضاع تشغیل چه بکنند و به کجا فرار بنمایند و چه‌گونه. القصه اعدا نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شوند و بالمآل اخوی تصمیم می‌گیرد همشیره را العیاذ بالله وسط باغچه تدفین نماید؛ البته به نحوی که منفذ هوا باقی مانده دخترک تلف نشود؛ اخوی فرار کرده همشیره می‌ماند و به قدر یک کف‌دست نان و سیب‌زمینی و قطراتی آب. القصه، اعدا سر می‌رسند و یکی از آنان که در ایام ماضیه جزو عراقی‌های ساکن محمره و از قضا عاشق دخترک بوده سراغ منزل محبوب را گرفته وارد می‌شود اما مع‌الاسف از یار خبری نیست؛ عجالتاً در آن‌جا تحصن می‌نماید. از آن طرف، اخوی با جنود ایرانی لیلةً به قصد همشیره حرکت نموده لیکن توفیق، یار نمی‌شود. بار دویم و سیم اقدام کرده که یوم سیم با یک تعقیب و گریز مفصل و درکردن تعداد مشبعی فشنگ و توپ و گرفتارشدن در یک خندق، شروع به ایراد وصیت و شهادتین از طریق رادیو نموده آن‌گاه باز هم درگیر می‌شوند و یکی‌یکی - حتی اخوی مربوطه - چون برگ خزان به شهادت رسیده دخترک می‌ماند و احدی از رفقای اخوی. او هم دخترک را به روی یک طبق چوبین به بحر کشانده، عراقی عاشق مفلوک مزبور را هم به لقاء شیطان رسانده فیلم تمام می‌شود. من نمی‌دانم اگر این عنصر عشق ارضی را از افلام ما حذف کنند با چه چیزی می‌ماند؟ وجود مخدرات متنوعه در افلام - حتی از نوع دینی‌اش - مثال وجود دایرکتور برای فیلم شده که با عدم‌اش، فیلم و گیشه هم معدوم می شود. الغرض، بازی این پسرک بوریاخان بورسرخ و همشیره‌اش باران‌خاتون که آن‌قدر وارد بوق و کرنا گردید به نظر این میرزا صنّار نمی‌ارزد؛ در عوض، بازی این برزوخان ارجُمند، خلف داریوش‌خان صاحب لحیه بلند و نظرات داهیانه، به غایت عالی است.

   سیم- الیوم وبلاغ شریفه ما از محل سرچشمه (persianblog) هک گردید؛ ای وربیفتد نسل این هکرها به حول الهی. مهدی میرزای بوتراب رییس برشین بلاغ با اشک و اندوه این مسأله را اعلان نمود و قول داد تا یک یوم‌ولیل همه‌چیز سامان بگیرد. به این هکرها که بی‌گمان از مرض صادیصم رنجور هستند توصیه مؤکد می‌نمایم به اطبای حاذق علم‌النفس مراجعه نموده تا اگر کار به شوک‌درمانی رسیده با برق 220 والت درمان گردند انشاء‌الله.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

واشر خانواده

۱- با آمدنت کمی به روزم کردی

تابیدی و ماه شب‌فروزم کردی

هم سوخت دلم زرفتنت هم پدرم

با رفتن خود دوگانه‌سوزم کردی

سعید بیابانکی

۲- از http://sandali.persianblog.ir/

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر ماتم صاحب صوت داوودی

يکم- ميرزا محمدخان شجرالسلطنه خراساني - خلد الله صوته و صانه من الآفات - اوستاد آواز ايران، در ماتم والده داغدار است؛ خدايش رحمت نمايد. في الحال ميرزا يک چشم اشک و ديگري خون است و از زماني که از فرنگ بدين خاطر رجعت نموده دستمال گردن وي مبدل به دستمال تنظيف اشک و سایر ترشحات شده است. دعا بفرماييد خداوند گشادگي صدر و تسلي خاطر نصيب اوستاد فرمايد. گفتن لازم ندارد که اوستاد، از اجله مغنيان مملکت بوده سابقاً از مکتب قرآن خواني به مکتب آواز ايراني راه يافته، مثال دوکتور محمدآقا اصفاهاني زرحنجره که سابقاً در کار توشيح و ابتهال و زاري به طريقه جمعي و فردي بود ليکن معلوم نشد چگونه سر از نون و دلقک درآورد که آدم با استماع آن يک حالت وجد بخصوصي مي يابد؛ غفر الله لنا و لکم. اما الحق که اين آقاي شجريان قرآن پاکيزه اي مي خوانده، يک فقره ريل از او استماع نموديم که در محضر والدش درس تلاوت پس مي داد و شش دانگ بلکه بيشتر در اوج مي خواند. افسوس که اگر هنوز در طريق تلاوت بود شيخ ابوالعينين شعيشع مصري و شيخ شحات انور زارع طماطم (گوجه فرنگي) مي بايست در محضر شيخ محمدرضا شجريان زانوي تلمذ مي زدند؛ ليکن تقدير چنين نبوده است مع الاسف.

دویم- رسم شده است هرکس از آکتورها را به تلفزیون دعوت کرده، فصل مشبعی با او دیالوگ نموده، تا شماره نعلین و ساعات نوم و یقظه و مارک تلیفون همراه او را هم مسألت می کنند. این میرزارضا رشیدپور در  برنامه زنده رود اصفاهان تعلیم دید و رفت در بلاد طهران این رسم را باب کرد. حالا داخل جام جم که می شویم در جناح یمین عده ای مزلف و روغن مالیده می بینی که در حال استعمال قهوه و منتظر دستور اتاق رژی اند تا به داخل رفته اطلاعات اندرونی شان را برای رعایای تشنه بازگویند. در طرف یسار  هم پرودوسرها را رؤیت می کنی که به قاعده یک دیوان، رقم تلیفون زیر بغل داشته در حال مکالمه تلیفونی اند با آکتورها و سوپراستارها و چشم آبی ها و دماغ عمل کرده ها که هرچه طرف، جمیل تر باشد اس ام اس برنامه زیادتر شده لاجرم زروسیم چرب تر دهند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

باش تا صبح دولتت ...

از http://mip58.persianblog.ir

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

سفر مایک توپول به مملکت ایران

    یکم- « مایکل مور » مشتهر به مایک‌توپول، رژیسور مستندساز امریکی ضدبوش، به مملکت فخیمه ایران سفر می‌نماید عنقریب ان‌شاءالله. وی برای مشارکت فیلم تازه‌اش « سایکو » در فستیوال حقیقت به اینجا می‌آید. خداوند قوت‌اش دهد. مشارالیه که بدفرمی دهان بوش را صافکاری نموده در فیلم اسبق‌اش « بولینغ در کلمباین » از ناامنی در ممالک اتازونی حجاب برمی‌دارد و در « فارنهایت 9-11 » با یک عدد درشکه هندوانه فروشی و بوق مربوطه، جلوی عمارت بیت‌الابیض رفته از بوش می‌خواهد تا جواب دهد چرا این‌قدر در مورد تروریزم و عراق و ضرورت حرب و آتش‌افروزی لاف‌و‌گزاف تحویل رعایا داده است. او از سناطورهایی که به لایحه حربیه رأی مثبت داده بودند می‌پرسید آیا حاضرند اولادشان را به جنگ بین‌النهرین بفرستند؟

    دویم - « اولیفر آستون » رژیسور مشتهر ولایات متحده، می‌خواست از میرزامحودخان صدراعظم، فیلم دایرکتوری نماید لیکن مکتب رییس‌الوزراء اعلان نمود لازم نکرده. اولیفر مذکور که سابقاً افلام به شدت پلتیکی و به‌طور عمده درباره سران مخالف با ایمپریالیسم دایرکتوری کرده در سنوات ماضیه به خاطر آن که از عموفیدل کوبایی مشتهر به « کاسترو » یک فیلم جانانه صنعت نمود واسطه دولت اتازونی قریب به هفت هزار دولار امریکی جریمه گردید. مشارالیه کله‌اش هنوز بوی قورمه سبزی با لیموی عمانی می‌دهد و قصد محمودمیرزای ما را کرده است؛ گرچه فکر می‌نماییم اگر رخصت دایرکتوری به وی می‌دادند چیز بدی از آب درنمی‌آمد.

            سیم- صبح علی‌الطلوع با درشکه زیرسطحی (متروی سابق) به میدان توپخانه می‌آمدیم که دیدیم در بخشی از درشکه، نور خیره‌کننده‌ای ساطع است و رعیت برای عرض حاجت بدانجا می‌روند؛ سرک کشیدیم میرزاغلامعلی‌خان حدادالدولة در میان انبوه رعایا که از او تبرک می‌جستند رؤیت شد. حبّذا به این حاکم خاشع که با مترو به سرکار می‌رود. از قرار مسموع سهمیه نفط میرزا تمام شده، مجبور شده بود با درشکه زیرسطحی طی طریق نماید. البته می‌دانید و می‌دانیم که میرزا، صاحب کرامات متعدده بوده طی‌الارض هم دارد؛ لیکن به قاعده عرفا سیر فی الخلق الی الحق می‌نماید و زیاد لو نمی‌دهد. زاده الله کرامةً. القصه می‌خواهیم بفرماییم کی می‌شود قطار زیرجلدی بلاد فخیمه اصفاهان هم آتش شود و مرتضی‌خان بختیارالدولة را در معیت دوکتور امیرحسین‌میرزای بانکی و آسید مرتضی سقاء‌الدولة و آقارسول حامدالعرفاء  و سایر حاکمان اصفاهان در یک کوپه و در حالی که از شدت ازدحام به یکدیگر تنه می‌زنند و یقه مهندس آذربایجانی دریده شده رؤیت نماییم.

فعلاً زیاده عرضی نیست.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

دستهايت را بالا ببر

« ما به تو برکت زیاد دادیم؛ پس {برای تشکر} نماز برای خدایت بخوان و دستهایت را تا گردنت بالا ببر که دشمنت بی‌فرزند است.»

   نیک‌روز تولد بانوی طاهره و فریده جهان، دختر نبی اکرم - صلواة الله علیه - حضرت فاطمه زهراء - علیها سلام الله - مبارک باشد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

برای دوستان اصفهانی

من لم یصبر علی بلاء العشق لم یذق حلاوة الوصل

   در سومین سالگشت عروج سالک کامل الی الله مرحوم آیت الله سید محمد تقی فیاض دستجردی - اعلی الله مقامه - در حسینیه شهدای دستگرد خیار با حضور حجة الاسلام آقای شوشتری گردهم می‌آییم و از او یاد می‌کنیم. جمعه ۱۵ تیرماه از ساعت ۱۵.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

جوابيه آقارحيم مقدم

   دوست خوب و همکارم آقای مقدم در اینجا جوابیه‌ای بر پست « این یکی جدی است » نوشته‌اند که ضمن تشکر از ایشان، شما را به خواندن آن دعوت می‌کنم. ضمناْ من در آن پست خاطرنشان کرده بودم که درباره آن ماجرا مدرک « موثق و معتمدی » یافت نشد نه این که مدرکی وجود ندارد. هنوز هم معتقدم در زمانی که تکفیری‌ها چهره اسلام را مشوه می‌کنند باید ضمن طرد افراطیون، به سازوکار وحدت میان اهالی واقعیِ اسلام واقعی اندیشید.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

خواستگاري در يك مكان غريب

    يكم- «عانتوني بلر» صدراعظم مستعفي بريطانيا كه عالم سياست از وجودش خالي و راحت گرديد و منطقه شرق اوسط هم او را به سان يك عضو پيوندي ناهمخون پس زده است در ايام عزوبت، عيال خود را در بیت‌الخلاء و در حال تنظیف محل مزبور خواستگاري نموده است. اين خاطره دل‌انگيز را عيال وي نقل نموده كه في الحال از او چهار طفل دارد.ديروز هم كه در شبكه عالمي «انترنت» داخل بوديم يك عكس فتوغرافي از اين «عانتوني» رؤيت شد كه به قاعده بنات، موي انبوه طويل داشت كأنه دختر 14 ساله. بعيد نيست واسطه يك طبيب حاذق تغيير «مسير» داده مبدل به ذكور شده باشد.
    دويم- از زماني كه يك خواب معروف باعث تغيير نتيجه انتخابات و جابه جا شدن داوطلبين گرديد مسئله «خواب» موقعيت ممتازي در مباحثات پلتيكي مملكت پيدا نموده في الحال استخوان‌هاي جناب «ابن سيرين» در قبر به ارتعاش درآمده كه چرا بدون طي مقدمات لازم، وارد علم تأويل احلام شده‌ايد؟ القصه فرموده اند: «مملكت داري با خواب نمي شود»؛ معلوم نيست چگونه در يك زمان يك قيلوله‌ی سبك، عقب يك چاي دبش، نتيجه الكسيون را تغيير مي‌دهد ولي در زماني ديگر نقش انواع خواب در سیاست نفي مي‌شود. في الحال بسكه از خواب نوشتيم خوابمان آمد؛ دعا بفرماييد دچار «اضغاث احلام» نشويم.
    سيم- في الحال از فرط خلوتي شوارع، آدم ميل مي‌نمايد با اسب و درشكه به شميرانات رفته چند شبي آنجا بيتوته نمايد. خداوند آميز محمود صدراعظم را خير دهد كه سر كيسه‌ی مشتقات نفط را سفت نمود تا هم رعايا به فكر مشي با رجلين بيفتند و هم كرور كرور عايد خزانه مملكت شود. خبر مي رسد استفاده رعاياي طهران از قطار زيرسطحي به قاعده دوازده در يكصد ارتقا يافته اميد است به يكصد در يكصد برسد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :

بابا بپذيريم ديگه

    من نمی‌دونم برخی از این ملت شریف ایران کِی می‌خوان به رسوم و قواعد مدنی گردن بنهند و یک کارِ به‌غایت سودمند به حال مملکت رو  به جون و دل بپذیرند و به فکر آینده هم باشند و هی غر نزنند تا سامون بگیریم بالاخره یک روزی! ای خدا! شنیدید توی کوچه و بازار و تاکسی و مترو چی میگن؟ اس ام اس‌ها رو که دیگه نگو؛ هفتم تیر یکی اس ام اس داده:

شده ماتم‌سرا دنیای هستی

ز بنزین و بهشتی و مهستی! 


بعدالتحریر: به پست آخری آتقی دژاکام سری بزنید. جگر آدم حال می‌آید و ضمناْ بغض می‌فشارد گلوی آدمی را.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ٩ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :