راديو بني اسرائيل و الواط زيرگذر

    يكم- راديو بني اسراييل كه سه دهه است يك ناطق بيشتر ندارد و اخيراً صوت اش شبيه اسب آبي شده است بابت الواط گذرها و زيرگذرها كه واسطه خلافات متعدده شان توقيف شده اند مجلس سوك اقامه كرده فصل مشبعي ناله و فغان به راه انداخته است. به نظر مي رسد اگر ناطق و دبير راپورت اين راديو، به قدر يك لمحه عيون زير دست و پاي زخمت احدي از اين الواط بيفتند و جايي از آنان باقي بماند آن گاه موضع شان در قبال توقيف اراذل مشاراليهم مسموع خواهد بود.

    دويم- مصلحت اسلام و مسلمين در آن است كه در محكمه لاهه عليه روسيه گيوه و پوتين زده اقامه دعوي شده بلكه حق ممالك اسلام استيفا شود. اين شركه طرف معاهده ايران تا خرخره در سيم و زر مملكت محروسه ايران فرو رفته اما هر زمان موعد افتتاح كارخانه ذره اي بوشهر مي شود بهانه اي راست مي كند كه فعلاً نمي شود؛ پول كم داده ايد؛ اي حرامتان باد همانها كه خورده ايد! خبر رسيد علي رغم هذه الامور پوتين ديكتاتور كذايي كه مخالفان خود را در قلب ممالك يوروپ با سم راديواكتيف معدوم مي نمايد قصد سفر به مملكت اسلام را كرده شايسته است محمود ميرزا از او دعوت كرده اما محض حال گيري به طياره او رخصت نزول ندهد تا همان جا نفط اش تمام شده در بحار مازندران ساقط شود ان شاءالله.

    سيم- اليوم خبر رسيد نظميه بين الملل، دستور توقيف زوج مشئوم منافق كه پس از اعدام رفيق شان صدام، آواره ممالك دنيا شده اند را صادر نمود.اين زوج تباهكار كه با دولار امريكي و يوروي رايج در ممالك يوروپي اقدام به جنايت عليه بشريت نموده و في الحال ارتباط شان با قتل عام اكراد عراق مكشوف شده در يك قدمي «رفيق صدام» قرار گرفته اند بحمدالله.

    چهارم- احدي از رؤساي رفرميست سابق كه اخيراً همسو با جهت باد خود را معتدل نشان مي دهند به اصدقاي هم حزبي خود توصيه نموده: شما را به خدا به يكديگر گير ندهيد علناً؛ پته ها را به روي آب نريزيد مكشوفاً؛ زمان متهم كردن يكديگر نيست جلياً؛ غلاف كنيد حتماً.به نظر مي رسد در آستانه الكسيون مجلس شوري، آش به نحو غريبي شور شده، حقايق، يكي بعد ديگري از لسان خودشان تبيين مي شود. 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

استخواني در گلوي اعراب باديه

    يكم- از حجاز خبر مي رسد سلطان برجسته ممالك به زور سعودي شده گفته است اگر مي شد يك كرور دولار امريكي مي دادم تا دولت شيعي بين النهرين اسقاط شود. از وجنات او برمي آيد اين حكومت شيعي بدخاري در عيون اعراب باديه و بد استخواني در حلقوم شان شده است. 

   دويم- آخرين اخبار تأييد نشده حاكي است بعد از استعفاي مشاور اعظم و ناطق بيت الابيض، كلب خانه زاد بوش هم استعفاي خود را تقديم نموده به صحرا رجعت كرده است. با اين اوصاف مي ماند عيال بوش كه منجمان پيش بيني مي كنند او نيز طلاق غيررجعي خواسته، كونداليزا خاتون رايس جاي وي را بگيرد. آگاهان امور غيبي مي گويند: با درآمدن كونداليزا خاتون به منزل جورج بوش عقوبت دنيا وي را بس باشد.

    سيم-ربايش اين طياره تركي كذايي آن قدر ناشيانه بود كه هر دله دزدي را به خنده واداشت و ناشي تر از آن، راديو تلفزيون هاي دستپاچه تركي و غيرتركي بودند كه هنوز طياره در آسمان معلق بود اتهام را متوجه ممالك محروسه ايران نمودند اما ساعتي بعد كه مسافرين طياره از درب خلفي فرار نمودند و كسي نمانده بود كه در رهن سارقان بماند و سارقان توقيف شدند كسي از سرنوشت آنان خبر نمي داد. آخرين اخبار غيرمؤيد حاكي است سارقان از درب خلفي ممالك عثماني به سمت اسراييل تارانده شدند.

در ضمن نقل مکان کرده ایم بدین جا:

mirzaqoli.ir

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر غیظ‌ مقدس حسین‌میرزا

    یکم- الیوم در مراسلات تلیفونی - که جُهّال بدان « اس‌ام‌اس » می‌گویند - آمده بود حسین میرزای دماوندی، رییس جریده فخیمه کیهان در قبال کلمات برخی آقایان در باب سبّ و لعن شیطان اعظم به غرش درآمده به این سادگی‌ها قادر به کظم غیظ نیست؛ أطفأ الله ناره. آن‌طور که از مسموعات برمی‌آید برخی اعاظم، در روزنامه خاطرات خود مکتوب نموده‌اند که در سنوات ماضیه در پی رفع سب بر شیطان بوده‌اند؛ حذراً از این که رعیت امریکی ناخوش دارند و به‌خودگیرند؛ ای وااسلاما!

از قرار معلوم این سبّ و لعن، جزء ذاتی و غیرمنفک کلمات صادره از ملت اسلام بوده، حذف آن فی‌زماننا‌هذا هم از محالات وقوعیه است چه برسد به سنه شصت که ایام اولتراآنتی‌ایمپریالیزمی بوده. فی‌الحال حتی در تظاهرات ممالک راقیه، رعیت، هیکل مخوف جورج بوش ثانی را در حالی که کره ارض را می‌بلعد نظیره‌سازی کرده، شعار لعن شیطان، در مشارق‌الارض و مغاربها رو به نمو است تا آن زمان که ریشه ظلم برافتد بعون الله تعالی. به نظر می‌رسد هررقم خاطره‌ای قابلیت نشر نداشته باشد؛ خاصه آن که مغلوط صادر شود.

    دویم- راپورت می‌رسد بوش فوق‌الذکر روز‌به‌روز یکه و تنها شده، موجودات دور و برش یکی‌یکی اقدام به فرار می‌نمایند. لازم به ذکر نیست که این موجودات پیرامونی بوش، خود از جمله مخوف‌ترین دوابّ‌‌الارض‌اند؛ لیکن معلوم نیست شخص جورج ثانی چه رقم موجودی است که این قماش دوابّ هم از او متوحش می‌شوند. در ممالک چین و ماچین نام یک طفل را گذاشته‌اند: @ به نظر می‌رسد اگر قرار بود بوش مذکور فی‌الحال در ممالک چین تولد یابد لامحاله مسمی می شد به: #

    سیم- رأس رفرمیست‌ها در دوران فسیل‌شده اصلاحات، کراراً اذعان می‌کند که دیگر تکرار نمی‌شود؛ تکرار نمی‌کنیم ان‌شاء‌الله؛ آن مجلس کذایی دیگر تکرار نخواهد شد؛ آن رفتار دیگر صادر نخواهد شد … آدم به یاد دوران صباوت و شلنگ‌وتخته‌اندازی در مکتب‌خانه می‌افتد؛ هنگامی که ناظم، قصد تعزیر اطفال تخص‌ را می‌نمود این کلمات از آنان صادر می‌شد.

    چهارم- نیکولای صارکوزی صدراعظم نورسیده ممالک افرنسیه پس از رجعت از سفر  ایالات غیرمتحده خواهان توقیف رؤسای مملکت محروسه ایران که از انرژی ذره‌ای استظهار می‌نمایند شد. به نظر می‌رسد برای به هوش آمدن مشارالیه که هنوز از شدت استعمال خمر و میسر امریکی گیج می‌زند بایسته است یک فرقه دونفره از بچه‌های ناف جوادیه به افرنسیه اعزام تا با ایراد چند فقره پنجه‌گرگی خفیف تا شدید، وی را سرحال آورده‌ به نحوی که دیگر قادر به صدور اغلاط این‌چنینی از خود نباشد. 

    پنجم-  سپاه و ماادریک ما سپاه؟ شایسته بلکه بایسته است سپاه مملکت فخیمه ایران که امروزه در معرض طعن اجنبی‌ست یک چشمه از برد آن فشنگ‌های عظیم‌المقدار خود را نشان آنانی بدهد که او را تروریست می‌خوانند. پیشنهاد می‌شود یک فقره مانور نه‌چندان غیرحقیقی اقامه کرده گرای لوله‌ها را یک وجب از آنی که هست آن طرف‌تر داده شلیک بفرمایند؛ یقیناً دهان‌ها بسته خواهد شد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

رفتيم بدين جا

رفتیم بدین‌جا بعون الله:

mirzaqoli.ir

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

در باب علی آقای تايبی

    این کامنت را مدتی پیش برای دوست بی‌نظیرم آقای علی تائبی نوشتم و به پاس همه بزرگواری‌هایش این جا هم می‌گذارم؛ این البته مانیفست من درباره همه امثال اوست که پاک می‌زیند و پاک خواهند ماند اگر خدا بخواهد:

    علی تایبی، بزرگ‌پسری است در وادی بی‌صلاحیتی‌های رایج که مثل چشمه می‌جوشد و طهارت باطن‌اش را بیرون می‌ریزد. علی، مثال راهبری است کوچک که رهروانش هنوز او را نمی‌شناسند و مگر جامعه فردا غیر از امثال او، که را می‌خواهد و باید برای اقتدا برگزیند؟ من غنچه‌های این‌چنینی را که هنوز نشکفته بوی عطرشان مشام‌ها را می‌نوازد حیف می‌شمارم و دریغ می‌دارم که در این برهوت ناسپاسی‌ها بشکفند؛ چه، اتمسفر موجود، ناجوانمردانه زود‌پژمردگی‌شان را می‌خواهد. علی، تربیتِ درست یافته و نیک، سرشته شده و نضج یافته است. آفرین بر مربیان او و بیش و پیش از همه والدین‌اش. من علی تایبی را هرگز ندیده‌ام اما تشعشع امواج لطیف وجودش همواره به من تنه می‌زند و انگار بیست سال است با او دمخور بوده‌ام. یعنی از زمان انشاء و احداث‌اش. و مگر آن چه بویی و از جانب که بود که پیامبر بزرگوار - بدون تشبیه - از جانب یمن می شنید؟ انی لاشم رائحه الرحمن من جانب الیمن؛ امید دارم به همین نمط بماند و به ناراستی های ذاتی این دور و بر نیالاید.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

هذا خلق الله ...

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

تذکرة

     رفقا بدانند این میرزا نیما مهدی ابراهیم احمدزاده که سابقاً او را صاحب منش خضری می دانستیم و فی الحال صاحب اخلاق رذیله، آن قدر عُجب و استکبار دارد که میل زده، لیکن غرورش رخصت نداده یک تبریک خشک و خالی بابت ممتازشدنمان در فستیوال مدیاجات دیجیطال که شرح اش در پایین رفت معروض ما بدارد؛ فقط بدین نکته اکتفا نموده که سکه زر گران شده است. ای وای بر ما که خیالات غریبی درباره مشارالیه می نمودیم؛ فی الحال برائت می جوییم. ضمناً فرموده اند رفقا اعم از شوخ و شنگ و اس اف او صاحب جمال و موسای صاحب عصای مهدوی از آن جا که نمی شود در این جا کامنت گذاشت افسردگی حاد گرفته اند و جهت مداوا شوک الکترونی لازم شده است. خداوند مرضای اسلام را تشفی بدهد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

در باب كامليا خاتون، انقلاب كلنگي و غيرذلك

    يكم- خبر رسيد يك مخدره اي مسمي به «كامليا خاتون» به قول متجددين همه نوع «حال»ي به اصحاب پلتيك و ریاضت و ... داده، يك كتاب خاطره اي از ايشان صادر شده كه پته خيلي ها به سطح آب آمده است.
    دويم- مي گويند براي اين خط مسمي به لوله صلح كلي تخفيف داده اند به حدي كه اين وسط خرج عمله و جوشكار لوله ها هم درنمي آيد؛ اي وا اقتصادا!
    سيم- طالبان شر در ممالك افغان يك مشت رعاياي كروي را موقوف و غيب كرده روزي يكي از آنان را هلاك مي نمايند. ای وای بر شما که نام اسلام را بر خود نهاده اید.
    چهارم- اليوم اين ابتياع فشنگ و توپ و سلاح به اعراب باديه تيتر يكم بنگاه هاي اخباري را تشكيل داده بود. آنچه در اين ميان خنده آدم را برمي انگيزاند آن است كه برخي گفتند: اين اعراب از ريشه نمي دانند اين سلاح ها را چه رقم استعمال نمايند؛ استعمال داخلي يا خارجي؟ معلوم نيست.
پنجم- احدي از محكومان سابق كه افاضاتش در بلاد همگتانه وي را تا پاي چوبه دار برد و برگرداند گفته است كاري نكنيد عوض انقلاب مخملين انقلاب كلنگي اقامه شود. يحتمل از فردا صبح عوض زير پيراهن خونين و مالين خليفه، به دست متعلمين كالج ها كلنگ مي دهند تا با تحصن و غيره، انقلاب كلنگي بنمايند! به جهت اين امر مهم لازم است به قاعده هزار شتر، قسمت آهنين كلنگ وارد مملكت شده، با چوبي كه در داخل امكان توليد دارد مونتاج شده تحويل شباب سه ستاره كالج ها بدهند.
ششم- مسئله خطير «سوخت» من باب تعيين تكليف به فرهنگستان لسان و ادب پارسي كشيده شده، من بعد انتظار مي رود مسائل ذيل هم بدان فرهنگستان كذايي كشانده شود و هلمّ جرّاً:
1- مشكل بغرنج تعيين شعاع دايره مقطع لوله هاي صلح كه قرار است از پاكستان عبور نمايد.
2- مشكل پيچيده تعيين جنس قسمت فلزي كلنگي كه قرار است در انقلاب كلنگي استعمال شود.
3- مسأله دشوار تعیین ضخامت فیلتر شورای محترم نگهبان در الکسیون آتی.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

الیوم یوم الغصه است

         یکم- الیوم کلی راپورت محض خاطر این جوانک مزلف مسمی بفروزنده تحریر نموده بودیم با این دست شکسته‌مان در محیط « ورد » (به ضم واو) اما مع‌الاسف ذخیره نکرده، رفتیم شام زهرمار بنماییم؛ این همکار عزیز و تندرو و عصبی ما آمده، فایل مزبور را بدون ذخیره مسدود کرده و رفته است منزل بخسبد. ما ماندیم و کلی مخطوط شدن اعصاب. فی‌الحال مشغول کوفتن مشت بر روی میز تحریرمان هستیم. قصد داشتیم به فروزنده تلیفون بنماییم که ما را چه به راپورت تحریر نمودن در اصفاهان زیبا که همه رؤسای آن بحمدالله ذی شعورند؟ بگذار در این غربت به درد خود بمیریم؛ آدم یک فقره همکار مثال این آدم که ذکرش رفت داشته باشد چه نیاز به دشمن؟ دیدیم صلاح نیست. القصه، الیوم یوم الغُصه است؛ بدین نحو که عرض کردیم و خواهیم کرد: 

            دویم- « اینگمار برگمان » صوئدی رژیسور به دار باقی شتافت. خداوند از عذاب دوزخ‌اش بکاهد ان‌شاءالله. در دوران طلبگی (/دانشجویی سابق) که در فن پروداکشن تحصیل حاصل می‌نمودیم اوستاد بفرمود تا از بابت فیلم « طوط‌فرنگی‌های وحشی » آن مرحوم کریتیک بنماییم. ما هم به قاعده صدمرتبه خشک‌تر این فیلم را زیر و زبر کاویدیم لیکن مع‌الاسف به قاعده یک خردل چیزی دستگیرمان نشد؛ لذا برای اوستاد تحریر نمودیم که چیزی نفهمیدیم؛ اوستاد مزبور نیز نوشت: طلبه‌ی هنری که از طوط‌فرنگی‌های وحشی چیزی نفهمد لایق رقم صفر بلکه کمتر است. الغرض، هنوز که هنوز است نه از آن اوستاد و نه از اوستاد بعدی این درس یعنی اوستاد رضاداد نتوانسته ایم نمره اخذ بنماییم؛ فی‌الحال سه ستاره شده ایم اجمالاً. گفتم رضاداد، یاد غصه سیم افتادم:

            سیم- آن فخر رجال مملکت ایران، آن بچه ناف طهران، آن به تلفزیون مدیر تولید، آن به سینما مثال خورشید، آن مدیر فارابی، آن نافی هررقم قرمز و آبی، آن اوستاد میرزا قلی‌خان، آن بی‌بهره از فن بیان، آن مصحح هزار و یکشب، آن دارنده باد در غبغب، سیدنا و مولانا میرزا علیرضاخان رضاداد استعفا داد. ای واسینمائا و ای وافرهنگا! فی‌الحال به مدت چارده یوم‌ولیل است که در هر ساعت 5 دقیقه بی‌اختیار از ما اشک خارج می‌شود و قابل مهار نیست‌؛ بسکه این آدم جذبه داشت و به گردن ما حق می‌داشت. لاادری لیکن از قرار مسموع به خاطر تضییقاتی که به مقام شامخ وزارت انطباعات و ارشادات، جناب حسین‌میرزای صفارهرندی بابت اوضاع مشوش سینماتوغراف وارد آمده بود ایشان هم به جناب جعفری جلوه فشار وارد آورده تا آن مدیر لایق را معزول بنماید. جعفرمیرزا هم ناحقی نکرده میرزا رضا رضاداد را از آن مقام، معزول و به دستیاری اعظمی خود برگزیده است؛ حلال‌اش باد. به نظر من این میرزا رضا هر کجا باشد امارت می‌کند وگرچه بر ملک فرمان نراند بر قلوب چنین می‌کند از آن روی که مدیر زاده شد و مدیر زیست و مدیر رفت؛ « والسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیاً ». این آخری کلام رب ودود بود که جسارتاً این جا آورده شد؛ حُکماً صدای میرزا نیما مهدی ابراهیم احمد زاده صاحب منش خضری و وبلاگ نفسانی را در می آورد. 

در ضمن عنقریب به mirzaqoli.ir منتقل می‌شویم بعون الله.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :

اندر ممتاز شدنمان و اسباب کشي

   از طریق کامنت احدی از رعایا اطلاع یافتیم که به شرح ذیل در فستیوال مدیاجات دیجیطال ممتاز شده، یک سکه زر صله گرفته‌ایم. نمی‌دانم یک تلیفون یا چاپار الکترونی چه‌قدر مؤونه داشت که نزدید ای حاکمان وزارت ارشاد عوام؟ عجالتاً مشغول اسباب‌کشی به منزل مستقل هستیم تا به یاری خدا از گزند هاکران مصون باشیم. البته تا دوسه قاطر اجاره کنیم قدری مطول می‌شود:

بهترین پایگاههای ادبی

زبان و ادبیات هر ملتی نماینده هویت و اصالت آن ملت است.حضور زبان و ادب فارسی در فضای وب از همین جهت اهمیت دارد. کمیته کارشناسی در این بخش با بررسی تخصصی پایگاههای فعال با موضوع ادبیات فارسی آثار زیر را بدین شرح برگزید. در این بخش به دلیل فعالیت شایان توجه وبلاگ نویسان در حوزه ادب فارسی کلیه آثار از میان وبلاگهای تخصصی ادب فارسی برگزیده شده اند:

نام اثر

 دریافت کننده جایزه

  جایزه

 1

 وبلاگ میرزا قلی خان راپورتچی

  لوح تقدیر + 1 سکه بهار آزادی

 2

 وبلاگ بتکده

 میر محمد میر صالحی

  لوح تقدیر + 1 سکه بهار آزادی

 3

 وبلاگ مشترک مورد نظر

 محمد مبینی

  لوح تقدیر + 1 سکه بهار آزادی

4

 وبلاگ سجیل- شعر مقاومت

 امید مهدی نژاد

  لوح تقدیر + 1 سکه بهار آزادی

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :