هردوانه!

"با انگلیسیا می بندین؟...با امریکاییا می بندین؟..... با آنگولاییا می بندین؟ ببندین.....بابا یکی بیاد به داد این سیستمای خوشگل مخابراتیمون برسه ! نیم ساعته این پیغام من داره تو هوا گل چرخ می زنه.....آخه لامصبا تا موهام خشک نشده و وز نکرده باید بدونم بالاخره با کدومشون می رم بیرون .... اون که موهامو فرق کج دوست داره؟ یا اونی که دوست داره همه رو محکم بالا ببندم؟"

نوشته‌ی: فروغ کشاورز

ایضاً از خاتون مکشوفه مذکوره نقل شده است که:

"خاک خبر نیاره برات   

بگم کِی ؟ فقط تو روزای خنک پاییزی؛ وقتای دل ضعفه ی سرظهری سر ِکار که نون خشکه برات شاتوبریانه یادت می افتم ...چون هوس سوپ های مرغ ات رو می کنم....  منو می بخشی مامان ؟خودت می گفتی راست شو بگو حتا اگه کتک بخوری..."

یا این یکی از اعجوبه مشارالیها:

"
 IR- TV and an introduction to a literary genre or Yarp Yarp   

:دوستان و همراهان عزیز برنامه ی امشب اختصاص دارد به ادبیات گوتیک.... از آقای هولاکو جغتایی درخواست می کنیم با مقدمه ای از این ژانر ادبی در خدمت دوستان باشیم....
هولاکو جغتایی ( با چشم هایی نیمه بسته و صدایی که حافظ هشتصدسال پیش ا.رگ.ا.س.م انگیزانی می کرد در زن شاه شجاع... همانی که 85 درصدش هواست 15 درصدش صدا و محض دست نخورده ماندن میراث مان تا حالا هم هواگیری نشده ...)
:ای ی ی ی باد صبا ....
: دوستان حالا که ادبیات گوتیک را شناختید درب منزل تان را خوب چفت و بست کنید ... انشاءاله که نترسیده باشید...شب خوش تا برنامه ی آینده که از استاد جغتایی درخواست کرده ایم مقدمه ای بر گروتسک برای مان بیایند..."

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸۸

آقای خامنه‌ای

آقای خامنه ای

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۸

اندر ضرورت خلوت مدعیان امت در ارتفاعات دماوند یا طالقان

یکم- معمر قذافی رهبر بدون گارانتی لیبی در مجمع امم متحدة چنان خطابه‎ای کرد که اگر نبود شیرین‎عقلی او، تا حالا بعد از نصرالله و احمدی‎نجاد سومین درجه محبوبیت را در میان اعراب حایز می‎شد؛ لیکن بسکه مشت کوبید بر این میز خطابه عنقریب بود دو نیم شود. مشارالیه شاکله شورای امنیة را تروریستی شمرده؛ ابن لادن را نه عراقی و افغانی که سعودی خوانده؛ به سر تا پای سازمان امم متحده رطوبت عنایت نمود و کتاب قانون آن را به‎جانب بانکیمون پرتاب کرد تا بی‎قیمتی و فقدان ضمانت آن را فریاد کرده باشد؛ لیکن از آنطرف اعدام همتای معدوم عراقی‎اش را محکوم و از طالبان حمایت نمود؛ به همین جهة است که عرض شد شخصیت بیقاعده‎ای دارد. یاد آنجا افتادم که در اجلاس سران اعراب بادیه، ضمن یک توهم علیحده، خود را سلطان سلاطین عرب خوانده؛ یحتمل بعد از آن اجلاس هم با سران حزب سبز لجنی ایران ملاقات نموده؛ ویروس خانمان‎برانداز توهم را طی یک ماچ عربی به اینان منتقل کرده باشد؛ شفاهم الله جمیعاً.
دویم - خطابه احمدی‎نجاد در مجمع امم متحده، نتانیاهوی صهیونی را واداشت تا برای هولوکاصت مدرک دست و پا کند و جداول و لوحاتی را بالای سر ببرد که به خدای صهیون قسم، هولوکاست واقع شده است؛ لیکن بالمآل جواب این سؤال را نداد که اگر - فرضاً- هولوکاصتی هم بوده چرا دفع تاوان آن را به عهده فلسطین یک‎لاقبا گذارده‎اید؟ اینهمه زمین حاصلخیز با باران فراوان در یوروپا و امریکای شمالی هست یهود را بدانجا کوچ می‎دادید.
سیم- برچیدن سپر عقب و جلوی موشکی در یوروپا از جانب ایالات سابقاً متحده گرچه یمکن برای تألیف قلوب روس‎ها علیه ایران و توقیف فروش اس سیصد و بوشهر و سایر حمایت‎ها باشد لیکن در صورة قضیه این چندمین بار است که ننگ میراث پلاسیده بوش را با رنگ دموغراتیک می‎پوشانند. تعطیل غوانتانامو و دستور خروج از عراق، سابقاً واقع شده بود و بعد از این هم یحتمل تا تحویل رجوی‎ها و اسلام‎آوردن هیلاری خاتون پیش برود.
چهارم- دگردیسی تئوریسین اصلاحات ایرانی و بیان آن در تلفزیون، نه فقط جایی برای بچه‎بازی اقلیت مزاحم جرزن باقی نمی‎گذارد بلکه لازم می‎کند سایر سران، قبل از توقیف قطعی، مدتی را در ارتفاعات دماوند یا طالقان با خود خلوت کرده ضمن استغفار بدرگاه الهی به رفتار طفولی در عین شیوخی خود بازنگریسته، نادم شده، یاد فشار قبری کنند که سخت جانکاه است بلکه خدا ببخشد، کیهان که نمی‎بخشد.
پنجم- یک طفل فراری و چند جوان تازه مرحوم در محله مسکونی این میرزا موجود بوده، جان می‎دهند برای صناریوسازی. مشارالیهم واجد کلیه شرایط فیلمنامه‎های آقایان بوده آماده معرفی‎اند لیکن روشن است که خرج دارد. فقط از هر محلی که می‎خواهید بدهید از محل وجوهات شرعیه نباشد لطفاً. اگر از پول‎های شهرام جزیرة‎العرب چیزی مانده، هم طعم ملسی دارد هم راحت الحلقوم‎تر است.
ششم- وزارتخانه‎هایی که فعلاً بلاصاحب و بلاوزیر مانده‎اند صلاح نیست به همین منوال بمانند. تا اسپندیارخان مشاءالدولة در عالم وجود است و یکی دو اشتغال بیشتر ندارد جایز نیست این وزارتخانه‎ها باری به هر جهة اداره شوند و از طرفی ظرفیت‎های مکتوم آقا بلااستفاده بماند. پتانسیل ایشان بحمدالله خیلی بیش از اینهاست؛ مثل آقای دوکتور الهام که بعد از آنهمه اشتغال فعلاً معلوم نیست کجای دولت مشرف شده‎اند. آن دستورالعملی هم که از قول خواجه نظام الملک نقل شد که " مردی و کاری"؛ روشن است که مربوط دارد به قرن پنجم هجری و فعلاً که قرن 14 بلکه 15 هست منسوخ شده و از آنجا که خلاف مرامنامه ماست لازم است به دیوار کوبیده شود.
هفتم- در تکذیبیه احدی از اکابر رفرمیست‎های مملکت آمده است که ایشان ملاقات مکرر با آقای صوروص لطیف و مخملین را رد می‎کنند. به شیوه‎ منطق‎دانان، مفهوم مخالف این جمله آن است که یکی دو سه ملاقات، صورت گرفته و مبرهن است که بر یکی دوسه بار، وصف " مکرر" صدق نمی‎کند. لذا ایشان که نخواسته روزه‎اش افطار شود طفلک راست گفته؛ عیب از کم‎سوادی امثال این میرزاست که منطق و فلسفه را خوب نخوانده، در مکتبخانه اکابر " مکرر" فلک می‎شده‎‎ایم. در لحظات پسینی که میخواستیم این راپورت را بطهران فکص نماییم خبر آمد جناب صوروص هم ملاقات را تکذیب کرده. والله من هم مشکوک شده‎ام که در این صورة، آن سخنانی که از جناب ایشان در خیابان پنجم نیویورک و در کاروانسرای " ترامپ" صادر شد چه بوده و پشت حجاب این تأییدها و تکذیب‎ها چه می‎گذرد. عجالتاً قاعده استصحاب جاری ساخته، یقین سابق را به شک لاحق نمی‎آلاییم. العهدة علی الراوی.
هشتم- شیرین به اصطلاح عبادی از ائمه کفر هم سبقت گرفته پریروز در مباحثه با جریده طایمز از نحوه مقابله بریطانیا و مغرب با ایران گلایه کرده که چرا سفارتخانه‎ها را نمی‎بندید، تحریم را غلیظ و پول‎ ملت ایران را توقیف نمی‎کنید. مصرع: " هان ای شرم! سرخی‎ات پیدا نیست." ناشزه مذکوره عنان خود و کلام خود را تا بدانجا رها کرده که صدای کفار هم درآمده که چه خبر است؟ ما هنوز به اینجایی که تو رسیده‎ای نرسیده‎ایم. وی در خاتمه امیدوار بوده که به ایران رجعت بنماید. به نظر می‎رسد محبس کهریزک با کلیه خواص و عوارض آن - تأکید می‎کنم با انواع مضیقه‎ها- برای رجعت ایشان مکان مناسبی باشد.
نهم- مگر قرار نبود اعلان رؤیت ماه نو از شؤون حاکم باشد؟ ماذا حدث؟ چه شد پس؟ غلط چاپی بوده؟ اجتهاد قبلی بوده؟ ... ؟( از خوف حذف این فقره از راپورت به همین‎جا خودبسندگی می‎نماییم. میرزا حسین‎خان رییس جریده کیهان خود، آیت‎الله‎زاده بوده فوراً قلم می‎کشد.) آخرش قلم کشید. نسخه چاپی را ببینید.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸۸