در عجبم از سعید ترشیزی

    من کم اتفاق می‌افتد طنزنوشته‌ای اعجابم را برانگیزد. اما این پست وبلاگ سعید ترشیزی حقاً در شگفتم کرد که یک پسرک تین‌ایجر سربازی نرفته، ذهنش چه‌گونه می‌تواند این همه خلجان کند و آسمان را به معنای واقعی به ریسمان ببافد و آدم این‌کاره و اهل بخیه را هم روده‌بر کند. خدا قوتش داده، پیرش کرده، درد و بلایش را بر سر طنزنویسان به‌اصطلاح اصولگرایی که در خلسه ارگاسم شهوت شهرت، با فحش می‌زیند، با ناسزا می‌میرند، عِرض اصولگرایی می‌برند، زحمت ما می‌دارند و هیزم‌کشان راست قامت جاودانه جهنم‌اند - اعنی حشمت الله طبرزدی‌‌های حوزه‌ی اصولگرایی - نازل کند ان‌شاءالله.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳۸٩

عربا ذکر تو گویم!

    "بن علی" هَرَبَ ، "مبارک" هرب، "قذافی" بدون گارانتی هرب، "ملک عبدالله اردنی" سیهرب، "ملک عبدالله حجازی" هرب سابقاً و یسقط عنقریبٍ ان شاء الله، "بحرین" سوف ینضمُّ الی "ایران" کالسابق و سوف یهرب الملک، "بوطفلیقة " فی الجزائر سوف یکون وارونةً فی کوزة التاریخ، "شیخ الامارات" سوف یهرب الی برج الخلیفة فی دبی - و ذلک اطول البروج فی خاورمیانه - و از آنجا سوف یقعد فی رأس البرج للأمان من تظاهرات الناس لیکن لایعلم انه فی خطر جدّی من ناحیة رأس البرج.( العاقل یکفیه الاشاره!) لذا سلسلة سقوط احکام الجور یذهب حتی بیخ لانه امریکا - ام الفساد- و انا والله تراوش من ذهنی شعراً فارسیاً خطاباً الی القذافی الواژگون الفراری:
...
حُذِف الشعر بسبب ضعفه... عفواً

 

 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٩