"من‎شور" فتنه

یکم- بحمد الله و المنة " من‎شور" جناب فتنه منتشر شد و تکلیف آزادیخواهان، زباله‎سوزان، کوکتل مولوتف سازان، راهزنان و عاشقان بوی چوب نیم ‎سوخته معلوم و مقرر گردید که با چه چیزی خود را تطهیر کنند. سابقاً برای شستن، آب استعمال می شد لیکن اکنون توصیه شده است با این  چیزهایی که در پی می آید من را شست و شو بدهند: حقوق بشر (قرائت الهه خانوم هیکس)، جلوگیری از سانسور، حفظ حریم خصوصی؟! زمینۀ ابراز  شادی (از نوع خیابانی)، حمایت از پدید آورندگان آثار هنری (مانند کوکتل مولوتف با بطری کمر باریک و سلاح های سرد و تیز که در اشکال اسلیمی  تولید شده اند و مصالح ساختمانی که در معماری اصیل ایرانی کاربرد دارد همچون آجر قرمز و مفتول 3 سانتی)، به رسمیت شناختن حقوق اقوام(به  ویژه همسر بیش‎فعال خود و باقی خویشان)، تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی ( از طریق برگزاری کلاس های  فیلمبرداری با گوشی همراه و نحوه ایمیل زدن به بی بی سی)، فراهم آوری زمینۀ گفت و گو‌های عقلانی- انتقادی در بارۀ مصالح عمومی (همچون  گفت و گو با پلیس به منظور تادیب و گوشمالی)، اجرای الگوی مدیریت غیر متمرکز (مانند مدیریت غیرمتمرکز و موفق دانشگاه آزاد)، ایجاد معاونت حقوق  بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری (در دوره یازدهم)، دخالت مردم و به ویژه زنان و جوانان در تصمیم گیری‎ها(ی خیابانی)، راهیابی به محافل،  اعلامیه‌ها و میثاق‌های بین‌المللی( همچون راهیابی و سخنرانی در انستیتو واشنگتن به همراه وزیر جنگ صهیونیست ها)، توقف روند رو به گسترش  تخریب محیط زیست ( به وسیله احراق مواد لاستیکی آتش زا با بنزین سوپر که آلایندگی کمتری دارد)، گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری برای  زدودن خشونت ( از طریق اعلام برنده شدن شخص من در انتخابات یکساعت پس از انتخابات که خود روح بردباری جمعی را بالا می برد)، پی‌ریزی  درست نظام اقتصادی ( کوپنی)، داناترندانستن خود از روستایی در امور روستا( و زیر سوال بردن قطعی رأی او در امور مملکتی)، سلب نشدن حقِ  ایستادگی در برابر ستم (عابربانکان)، پرهیز رییس جمهور از خودکامگی ( این امر قطعاً شامل خودرییس‎جمهوربینان نمی شود). در ادامه این منشور، آرزوی توهم آمیز "مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرارگرفتن برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری" ؟! شده که اصولاً از محالات وقوعی، وجودی،  فرضی، عقلی و حتی ذهنی است.
دویم- مجسمه ساز صدام اکنون چهار سال است بیکار و مطرود مانده و سوژه ای برای ساختن ندارد. از عموم انساندوستان و سینه چاکان حقوق بشر،  تقاضا دارد برای ادامه حیات این عرب مستحق، سوژه و امکانات در اختیارش بگذارند. سوژه هایی چون فسیلهای عاشق مقام- به ویژه مقام  ریاست جمهوری-، منشورنویسان، معمرین آفتاب لب بوم ملی مذهبی که رویشان به آن دنیاست و حیف است یادگاری از آنان باقی نماند، کوچانده شدگان اجباری و مختاری مملکت که آب و هوای اینجا آزارشان می داد و اکنون در جنة المأوای خود به سر می برند، دوزیستان، اعضای اتاق فکر (با اتاق فکر توقفگاه های بین شهری اشتباه نشود) ریگی مقبور و دوست پسرش نوری زاده، سلامتیان، سازگارا در اولویت تام هستند. گفتنی است همه نامبردگان به همین زودی در آستانه محو کامل از حافظه ملت هستند و نجات آنان به دست عرب مجسمه ساز مذکور لازم به نظر میرسد.  ضمناً سفارش کنید مجسمه ها را جوری بسازد که دمپایی خورش نیز ملس باشد.
سیم- سارکوزی خواستار مذاکره فوری با ایران شد. آقای سارکوزی سلام علیکم؛ خوابتان را رفته اید؟ قرصهایتان را خورده اید؟ اگر جواب مثبت است آیا  امروز هنوز تصمیم نگرفته اید همسرتان را طلاق دهید؟ اگر جواب مثبت است راه بیفتید طلاق بدهید وگرنه به سوال بعدی پاسخ دهید. آخرین باری که  توسط پزشک معاینه شده اید چه زمانی بوده است؟ اگر شش ماه پیش بوده آیا به توصیه های او دقیقاً عمل کرده اید؟ اگر همین دیروز معاینه شده اید آیا پزشک به شما سفارش نکرد که الکل زیادی مصرف نکنید؟ اگر الکل علیحده استعمال ننموده اید آیا می دانید که همین پریروز یکی از اضلاع صدور  قطعنامه ضد ایرانی بودید؟ آیا اگر نرمال هستید فراموش کرده اید که تمام تعهدات هسته ای تان با ایران را زیر پا گذاشته اید؟ نارو زده اید و از فهرست  تبادل سوخت توسط ایران خط خورده اید؟ شما را سگتان اخیراً گاز مشکوکی نگرفته است؟ بیش از نیمی از برقتان هسته ای است فراموش کرده اید؟  کلاهک دارید تجاهل می کنید؟ در مرام شما چیزی به اسم مردانگی هست؟ اصلاً مرام دارید؟ گربه پشمالوی همسر سابقتان اخیراً چنگ مشکوکی به  شما نینداخته است؟ اقلاً به اندازه یکدهم ژنرال دوگل مروت داشته باشید و به اندازه یکصدم او از آمریکا فارغ شوید. آزادی، برابری و برادری را فقط برای  همسر فعلیتان و گربه اش نخواهید. نسخه های پزشک را جدی بگیرید و داروهایتان را به موقع مصرف کنید تا تحریم دوقبضه را با ادعای مذاکره نیامیزید.
چهارم- وقف، مربوط است به مالی که از دسترنج شما فراهم شده و برای رهایی از آتش جهنم همه یا بخشی از آن را وقف می کنید تا وارث، همه  مالتان را هاپولی ننماید. من نمیدانم وقف بیت المال مسلمین که تعریف و جایگاه مشخص دارد به چه معناست. وانگهی موقوف علیهم چه کسانی  هستند؟ همه از وقف گفتند ولی از کسانی که وقف بر ایشان انجام می شود هیچ نگفتند. اشکال شرعی را چه می کنید؟ اساساً تصرفی که بر  دانشگاههای غیر دولتی هست تصرف مالکانه نیست که وقف آن برای متصرفان مجاز باشد. حالا سید یاسر جبراییلی دوباره به من خواهد گفت که این  طنز است می نویسی؟ نه این طنز نیست داغ دل است. اساساً مصوبه قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای آن بود که شبهه تصرف مالکانه را  بزداید. این سالبه به انتفاء موضوع و مثل آن است که بگویی پدر عیسی ع عادل نبود. کدام پدر؟ کدام تصرف "مالکانه"؟ شما پدری را ثابت کن کویر لوت هم مال شما. من چندی پیش در همین راپورتنامه به احدی از روسای دانشگاههایی که لویی جرگه ای اداره می شود توصیه کردم دست عیال و اولاد و  نوه و نبیره را بگیرد و برای تفرج خاطر، کنار آبی برود و دست از سر این دانشگاه بردارد. لیکن ویراستار کیهان که گویا نسبتی با او داشت آن سطور را  قلم گرفت وگرنه کار بدینجا نمی کشید./

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٩

در کندن اسراییل گور خود را

     الیوم رژیم غاصب صهیونیست استعمال هر رقم نامردی را بای نحو کان مجاز می شمرد و با کل عالم به محاربه برخاسته است. الیوم یوم نکبت n ام است. ایام نکبتی که از  1948 آغاز شد و با حرب شش روزه، جنایت صبرا و شتیلا، جنایت قانا، جنایت  دیریاسین، جنایات غزه و بالاخره کشتار نمایندگان عالم که برای همسوزی با باریکه غزه عازم آنجا بودند ادامه یافت و تا محو  اتم و اکمل صهیونیزم مکرر خواهد شد؛ خواه در سرزمین های اشغالی لانه کرده باشد خواه در راهروهای کاخ سفبد سگ دوانی کند و برای اوباما - این نمونه ژنریک بوش و این جوجه اردک زشت- نقشه راه تعریف نماید. این جوجه اردک سیاه باید در تیزاب بخوابد و رنگ خود را روشن کند تا با سیاه پوستان ستمدیده ایالات متحده و آپارتایدزدگان دیروز مشتبه نشود. اوباما از بوش  هم بدتر است به همان دلیل که منافقین از کفار بدترند. به همان دلیل که نقاب دعوی " تغییر "  کنار رفته و دورویی او بیش از پیش عیان شده است. بوش هر شری بود شرارت خود را در بوق می کرد و حال آن که اوباما دست چدنی به سمت مخالفانش  دراز کرده است. بوش چند ماهی است در حیطه شر خود روسفید شده است. پریروز خبرنگاری به اوباما گفت تو که همان راه بوش را تعقیب می کنی و اوباما در جواب، بندی از بیانیه هایی که صهیونیست ها برای او ماشین می کنند را خواند و به  سرعت طفره رفت.
صهیونیسم شجره خبیثه ای است که از فاضل طینت شیطان آفریده شده است. صهیونیسم از تخم و ترکه قابیل است که هابیلیان را در قرن بیست و یک به مسلخ می برد. سکوت خدا اما همان سکوتی است که موقع چال کردن تن هابیل بر جهان  حکمفرما بود. شاهد همان شاهدی است که قتل هابیل را دید اما دم نزد شاهد همان شاهد است اما فان الشاهد هو الحاکم و این است رمز تشفی دلهای مومن بالغیب و الیوم الاخر. اگر معادی نبود خون هابیلیان فی الجمله هدر می شد.
اسراییل با حمله به سفینه های صلح که نمایندگانی از کشورهای عدید را حمل می کرد دقیقاً پروتکلهای صهیون را اجرا نمود و تز نژاد برتر و غصب نیل تا فرات و پست شمردن مردم عالم را به عمل نزدیک کرد. مردم عالم در نظر اینان موجوداتی هستند  که باید برای سعادت صهیونیزم و حکمرانی او بر عالم سلاخی شوند. این آغازی بود بر پایان صهیونیسم و میخ دیگری بود بر تابوت آن. امروز کاسپین ماکان و علیرضا نوری زاده نمی دانند با ننگ به اسراییل رفتن شان چه کنند و آن لکه را با کدام وایتکس  محو نمایند. امروز سران فتنه مردد خواهند شد که بیانیه های سایت وزارت خارجه اسراییل را چه گونه ترجمه کنند که کسی نفهمد. این است آن جمهوریتی که آن را در خطر می دیدید. این همان دموکراسی است که به خاطر آن جوان عزب طهرانی را به  خیابان کشاندید تا نفهمد برای چه شهر را به آتش می کشد. این همان " رضوا بان یکونوا مع الخوالف و طبع علی قلوبهم " بود که می دانستید اما به مخالفت خود دامن زدید تا دلهاتان ممهور به مهر الهی شد. این دلهای مطبوع دیگر در پی معبود  نخواهد بود. این دلهای مهر خورده بعد از این هم سوار بر ماشین جهل به خیابان غفلت خواهند رفت و ته مانده اراذل را به زباله سوزی واخواهند داشت. این مهرخورده دلان با لباس پیغمبر به میراث پیغمبر ناسزا می گویند و قرائت خودشان از اسلام(؟!) را  تلاوت می کنند؛" ان انکر الاصوات لصوت الحمیر". اینان با وجودی که نهی "و لا تمش فی الارض مرحاً" را شنیده اند چنان بر روی زمین گام می زنند که تو گویی ملتی را به دنبال خود می کشانند و حال آنکه به پست سرشان که نگاه که می کنی کامبیز  عداوت را می بینی که با مهین شرارت دست در دست هم شعار انحرافی شهین چاقوکش را تکرار می کنند. آدم حسابی های 25 خرداد اکنون در خانه خود مشغول توبه اند و شما در لانه خود طرح آشوب می ریزید. شمایی که دولت را به رسمیت نمی  شناسید چه گونه از وزارت کشور به زعم خود نامشروع او مجوز آشوب می طلبید؟ شتر سواری دولا دولا نمی شود. یا اعتراف کنید که خر دجال شده اید یا تیغ تیز خود را آخته نشان دهید. وزارت کشوری که 10 میلیون تقلب را در یک روز سامان می دهد  چه گونه طرف مجوز شما می شود؟ آشوب که مجوز نمی خواهد به شیوه قدیم بیایید تا عده و عُده خود را ببینید. امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران هزار جوان زیر 20 ساله ناکام است نسبت به ویروس شما مقاوم و در برابر فتنه  واکسینه شده است. امروز غربال جمهوری اسلامی شمایان را کلفت تشخیص داده و دور ریخته است. توبه هم بکنید برای آخرتتان خوب است مکافات دنیوی سر جای خود است: " و لیست التوبه للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر احدهم الموت قال  انی تبت الان"!! الان که محتضرید توبه برای دادگاه معنی ندارد. 
دزدان دریایی که سلف شان - هرتصل - هم یک چشمی بود و شاید یک پایش هم چوبی، به ریز و درشت و کوچک و بزرگ رحم نکردند و دنیا را علیه خود شوراندند. این زنگ پایان اسراییل است که از سراسر جهان نواخته می شود. این 20 کشته و  تعدادی مجروح گرچه در قبال خیل فلسطینیان ذبح شده ناچیز است اما اراده الهی آنان را از ملیت های مختلف یکجا جمع کرد تا با وقوع این جنایت آتش ضد صهیونیستی در جای جای عالم افروخته شود و درخواست نابودی غاصبان از همه جا صادر گردد.  اسراییل با این عمل خود به ملاقات عزراییل رفته است. حسنی مبارک امروز اگر وجدانی برای او مانده باشد از بستن گذرگاه رفح شرمنده خواهد شد و در غیر این صورت بی هیچ شرمی در شرم الشیخ به دیدار نتانیاهو خواهد رفت. البرادعی اکنون حربه کافی علیه مبارک دارد تا حکومت 50 ساله او را ساقط و رأی مردم را بر مصر حکمفرما کند. اصلاً همه این دردسرها زیر سر نامبارک مبارک است که گذرگاه رفح را بسته است وگرنه چه نیازی به ارسال کمک از طریق دریا بود؟ اعراب جاهلی از این پس چه  داعیه ای برای عادی سازی روابط خود با اسراییل دارند؟ امارات امارت و نشانه ای در دست دارد که حاکی از آدم بودن صهیونیست ها بکند؟ چرا راه دور می رویم آنان که مردم اسراییل را رفقای خود دانستند و به رسمیت شناختند اکنون با کدام رو همه جا  پشت سر رییس جمهور می ایستند و لبخندهای مرموزانه از خود صادر می کنند و زیر لب به خیال خود ذکر می گویند؟ خداوند این قلم را نبخشاید اگر به صهیونیست ها هجمه کند اما رفقای آنان را مدح کند. دوستان مردم اسراییل تا دیر نشده منصب  غصبی خود را ترک کنند تا جمهور مردم مجبور نباشند به وظیفه انقلابی خود عمل کنند. ما مار در آستین نمی خواهیم. ما روشنفکر دینی دولبه نمی پسندیم. یا اعتقاد خود را اصلاح کنید یا یک بار برای همیشه به خانه خود برگردید و کاری به کار مردم نداشته باشید. در همین غرب به شدت سیاست زده هر کس در هر موقعیتی پایش بلغزد دادگاه او را جلب می کند از او توضیح می خواهد و به محاکمه می کشاند و خطاکاران، اغلب و دست کم با عذرخواهی سیاست را بوسیده و کنار می گذارند اما اینجا فاسدالعقیده ها بیشتر قدر میبینند و بالاتر بر صدر می نشینند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳۸٩