آبروریزی! (گفت و شنود کیهان)

گفت: دیروز یکی از انقلابیون پشیمان در دانشکده علوم پزشکی اصفهان گفته است، به جای اینکه موسوی و کروبی را بگیرید، بروید اسیدپاش‌ها را دستگیر کنید!
گفتم: این دو موضوع چه ربطی با هم دارند؟! حتما ایشان اسیدپاش‌ها را می‌شناسد و تعجب می‌کند که چرا دستگیر نشده‌اند! باید به این مدعی اصلاحات گفت؛ اگر اسیدپاش‌ها را می‌شناسی چرا آنها را معرفی نمی‌کنی که دستگیر شوند؟!
گفت: وقتی حرف‌ تازه‌ای ندارند برای خالی نبودن عریضه آسمان و ریسمان را به هم می‌بافند! که بعله! ما هم حرف‌‌هایی بلدیم!
گفتم: یارو رفته بود پشت تریبون که سخنرانی کند ولی هرچه زور می‌زد و به مغزش فشار وارد می‌کرد، حرف‌هایی که به او سفارش داده بودند را به خاطر نمی‌آورد. یکی از همراهانش که در سالن نشسته بود، با اشاره پرسید، موضوع چیه؟ و یارو یواشکی گفت؛ حرف‌هایی را که سفارش کرده بودی یادم رفته، همراهش گفت؛ مرد حسابی! پایین آمدن که یادت نرفته، از پشت تریبون بیا پایین آبروریزی نکن!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩٤

زنبورها به لانه برمی‌گردند! (یادداشت روز کیهان)

1- این سخن از «برتولت برشت»، شاعر و نمایشنامه‌نویس آلمانی است که می‌گفت «می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌توان برای یک‌بار به همه دروغ گفت، اما، هرگز نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت».
جمعه شب گذشته، پاریس با چند انفجار و عملیات تروریستی همزمان روبرو بود که تاکنون به کشته شدن حداقل 160 شهروند فرانسوی و مجروح شدن بیش از 200 فرانسوی دیگر منجر شده است و اعلام شده که دستکم 80 تن از زخمی‌ها در شرایط وخیم جسمانی به سر می‌برند و احتمال افزایش تلفات نیز وجود دارد. ماجرای این عملیات تروریستی که داعش مسئولیت آن را پذیرفته است، موج گسترده‌ای از وحشت را در اروپا و آمریکا به دنبال داشته، در سراسر فرانسه حکومت نظامی اعلام شده، تمامی مرزهای زمینی و آبی و هوایی بسته شده و رادیو و تلویزیون فرانسه، هر از چند ساعت به مردم هشدار می‌دهند که از خانه‌های خود خارج نشوند، برخی از شهرهای آمریکا، نظیر نیویورک و بسیاری از شهرها و پایتخت‌های اروپایی نیز در وحشت از روبرو شدن با اقدامات تروریستی مشابه به حالت آماده‌باش درآمده‌اند که خبر مشروح  آن در گزارش امروز کیهان با عنوان «سگ‌هار‌داعش پاچه صاحبان خود را گرفت» آمده است.
پیش از این و در پی جنایات وحشیانه‌ داعش، رهبر معظم انقلاب هشدار داده بودند کشورهای حامی تروریست‌های تکفیری، از «باد»ی که کاشته‌اند «طوفان» درو خواهند کرد و امروز آغاز همان دوره‌ای است که حضرت ایشان پیش‌بینی کرده بودند؛
«برخی کشورهای منطقه اکنون با کمک به گروه‌های تکفیری از کشتار و جنایات آنها در سوریه و برخی کشورهای دیگر حمایت می‌کنند، اما در آینده نه چندان دور، این گروه‌ها بلای جان همان کشورهای حامی خواهند شد و در نهایت مجبور خواهند بود که با هزینه زیاد، آنها را از بین ببرند» 12 خردادماه 1393.
2- «ادوارد اسنودن» پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا - CIA - که افشای اسناد سری سازمان سیا از جانب وی، آمریکا و اروپا را با چالش شکننده و بی‌سابقه‌ای روبرو کرده‌ است و از آنجا که این اسناد با مشخصات و «کد» رمز سازمان سیا منتشر می‌شوند، مقامات آمریکایی توان انکار آن را ندارند وی در همان چند ماه آغازین عملیات تروریستی داعش، فاش کرد که؛
«سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا (سیا)، انگلیس (اینتلجنت سرویس) و اسرائیل (موساد) در شکل‌گیری گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام- ISIS - نقش داشته‌اند و در پروژه‌ای با نام «لانه زنبور - VESPIARY»  این گروه را پدید آورده‌اند» اسنودن می‌افزاید؛ «داعش برای حمایت از اسرائیل تشکیل شده است و هدف اصلی عملیات لانه زنبور، تشکیل گروهی با شعارهای اسلامی است که تندروها را از سراسر جهان جذب کند و براساس اندیشه‌های وهابی، سلاح خود را به سوی کشورهای مخالف موجودیت اسرائیل نشانه بروند». ادوارد اسنودن به سند دیگری اشاره کرده و فاش می‌کند: «سرکرده ISIS (داعش) دوره فشرده‌ای را به مدت یک‌سال و زیر نظر موساد پشت سرگذاشته، این دوره شامل آموزش‌های نظامی و سخنوری بوده است».
«هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود با عنوان انتخاب‌های سخت -HARD  CHOICES - که در تیرماه 1392 (جولای 2014) منتشر شد به تلاش آمریکا برای تشکیل گروه‌های تکفیری اشاره کرده و می‌گوید «قرار بود روز پنجم ژوئیه 2013 در نشستی با حضور دوستان اروپایی خود، دولت اسلامی را به رسمیت بشناسیم و من به 112 کشور سفر کردم تا نقش آمریکا و توافق برخی از دوستان را درباره به رسمیت شناختن دولت اسلامی بلافاصله پس از اعلام موجودیت آن، توضیح بدهم.»
«دیوید میلی‌بند» وزیرخارجه پیشین انگلیس در مصاحبه با آبزرور - 19 مرداد 94- با تلویحی نزدیک به تصریح از نقش انگلیس در پیدایش داعش پرده برداشت.
«تونی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس نمی‌تواند نقش کشورش را در شکل‌گیری داعش انکار کند و ترجیح می‌دهد که بگوید، پیدایش داعش نتیجه حمله ما به عراق بود!
«مایکل فلین» رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در گفت‌وگو با شبکه الجزیره تصریح می‌کند: آمریکا در پیدایش و حتی سرپرستی گروه‌های داعش، النصره و القاعده نقش اصلی را داشته است.
گلوبال ریسرچ می‌نویسد؛ بسیاری از سرکردگان داعش پس از دستگیری اعتراف کرده‌اند که تحت حمایت نظامی و اطلاعاتی آمریکا هستند و... و ده‌ها نمونه دیگر از اعتراف صریح مقامات آمریکایی و اروپایی که فهرست آن نیز به درازا می‌کشد. گفتنی است، اسناد فراوانی منتشر شده که نشان می‌دهد هزینه تشکیل و فعالیت گروه‌های تکفیری را آل‌سعود، قطر و برخی دیگر از کشورهای عربی منطقه تأمین می‌کنند. و اما، بدون استناد به این اعتراف‌ها و فقط با مراجعه به مواضع و عملکرد داعش نیز به آسانی می‌توان خاستگاه این تروریست‌های وحشی را کشف کرد، قتل‌عام وحشیانه مردم عادی و تهیه و انتشار فیلم و کلیپ از جنایات انجام شده، اعلام صریح این که اسرائیل هدف حملات ما نیست، مداوای مجروحان داعش در بیمارستان‌های تل‌آویو و حیفا و تصاویر عیادت نتانیاهو از آنان، اعتراف نتانیاهو که داعش نیروهای مقاومت را از مرزهای اسرائیل دور کرده و درگیری  اسرائیل- مسلمانان را به جنگ داخلی مسلمانان با مسلمانان تبدیل کرده است و...
3- ساختار گروه‌های تکفیری و از جمله داعش شامل دو بخش «سران» و «بدنه» است. فرمان و دستورالعمل‌ها به سران دیکته می‌شود و سپس از سوی آنان در بستر بینش وهابیت که آل‌سعود اصلی‌ترین نماد و اردوگاه آن است به «اسلام تکفیری»  ترجمه شده و به «بدنه» ابلاغ می‌شود. بدنه را افراد عادی و عموما نادان و فاقد بینش اسلامی تشکیل می‌دهند که تحت نظر مفتی‌های وهابی آموزش می‌بینند و برخی از آنها به روش‌های ویژه که شرح آن فرصت دیگری می‌طلبد، شست‌وشوی مغزی داده شده و برای عملیات انتحاری آماده می‌شوند، با این توهم که بلافاصله پس از هلاکت به دیدار رسول‌خدا(ص) خواهند رفت! در آموزش این طیف از نظرات و دیدگاه‌های چند گروه وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل، موسوم به «شیعه انگلیسی» استفاده فراوانی می‌شود. مأموریت تعریف شده شیعه انگلیسی، اهانت و فحاشی به مقدسات اهل تسنن است که با بهره‌گیری از شبکه‌های ماهواره‌ای صورت می‌پذیرد. به عنوان مثال شبکه ماهواره‌ای موسوم به «اهل بیت»! از مرکز سان‌دیگو در کالیفرنیای آمریکا با اجرای یک طلبه به ظاهر شیعه افغانی روزانه 4 ساعت برنامه پخش می‌کند که پی در پی تکرار می‌شود. مأموریت این شبکه که «شائول بخاش» یهودی ایرانی‌تبار از جمله گردانندگان پشت صحنه آن است، فحاشی به مقدسات اهل تسنن است. این بخش از برنامه شبکه‌های مورد اشاره برای تکفیری‌هایی که تحت آموزش عملیات انتحاری هستند به نمایش گذارده می‌شود.
بدنه داعش از مراجعه به رسانه‌ها و کتاب‌هایی  که بیرون از دایره وهابیت هستند به شدت نهی می‌شوند و...
گفتنی است اینگونه از آموزش‌ها در سازمان تروریستی منافقین نیز با مدیریت «کنت تیمرمن» مسئول میز ایران در «سیا» و سپس «پنتاگون» نیز وجود داشته است.
4- زد و بندها، دستورالعمل‌ها و ارتباطات بیرونی تکفیری‌ها، از جمله داعش در سطح «سران» است و هرگز به «بدنه» راه پیدا نمی‌کند. بدنه بر اساس اطلاعات به دست آمده از دستگیرشدگان این گروه تروریستی، فقط دستورالعمل را دریافت می‌کند و «سران» با بهره‌گیری از بینش وهابیت، آدرس کسانی را که دشمن تلقی شده‌اند در اختیار آنان قرار می‌دهد. همین جا باید اشاره کرد در کنار سران، جمعی  از آموزش‌دیدگان سرویس‌های اطلاعاتی  آمریکا و انگلیس و اسرائیل و نمایندگان اعزامی آل‌سعود، قطر و ترکیه نیز حضور دارند که به هیچوجه در عملیات انتحاری شرکت نمی‌کنند و در جریان درگیری‌‌های مسلحانه نیز عمدتا هدایت عملیات را بر عهده دارند که برخی از آنها در سوریه و عراق اسیر شده و اعترافات روشنگرانه‌ای از هویت داعش داشته‌اند.
و اما، فاجعه‌ای که این روزها فرانسه با آن روبرو شده  و متاسفانه جان بسیاری از انسان‌های بی‌گناه را گرفته است و آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی و عربستان و قطر و ترکیه  نیز در نوبت‌های بعدی قرار دارند، دقیقا از همین گُسل و فاصله‌ای ریشه می‌گیرد که میان دو بخش «سران» و «بدنه» داعش وجود دارد، بخوانید!
5- در آدرس و مشخصاتی که سرویس‌های اطلاعاتی غرب از «دشمن اصلی»  به سران گروه‌های تکفیری دیکته کرده و از طریق سران با انواع ترفندهای شیطانی به «بدنه» قبولانده شده است، یک «فضای خاکستری»! و «نقطه کور» وجود دارد. این «فضای‌خاکستری» مانند هر فضای خاکستری دیگر نمی‌تواند برای همیشه خاکستری و مبهم باقی بماند و به قول برتولت برشت نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت. در آدرس یاد شده، از «مقابله با اسلام»، «همراهی با کفار»، «غارت اموال ملت‌های مسلمان»، «تلاش برای حذف اسلام از فهرست ادیان» و... با عنوان «شاخصه‌ها»  و «نشانه‌های» دشمن اصلی یاد شده و همه مسلمانان غیروهابی را مصداق بیرونی این شاخصه‌ها معرفی کرده‌اند. این، دقیقا همان فضای خاکستری است توضیح آن که در «شاخصه‌ها»  اشکالی وجود ندارد،  بلکه اشکال و انحراف در معرفی مصداق‌هاست به بیان دیگر، آمریکایی‌ها و سعودی‌ها آدرس خود را به بدنه داعش داده‌اند. در اینگونه موارد، اگر حریف با انجام چند عملیات برق‌آسا و موفقیت‌آمیز به نتیجه برسد، «فضای خاکستری»  همچنان خاکستری  باقی می‌ماند  و اگر هم بدنه، بعدها متوجه آدرس غلط شود،  دیگر کاری از دستش برنمی‌آید و اما چنانچه حرکت تروریستی با مشکل جدی روبرو شود - که شده است - بدنه فرصت می‌یابد تا در آدرسی که به دستش داده‌اند دقت بیشتری کند، در این حالت فلش حرکت به سوی مراکز و کانون‌هایی بازمی‌گردد که با شاخصه‌های ارائه شده در آدرس همخوانی آشکار و غیرقابل تردیدی دارند ... و اینگونه است که طراحان و برنامه‌ریزان پروژه «لانه‌زنبور» باید در انتظار بازگشت زنبورها به لانه اصلی باشند. زنبورهایی که به جای نیش، مسلسل و نارنجک دارند و با آدرس غلطی که از  مثلث غربی و عبری و عربی گرفته‌اند، به جان مردم بی‌پناه و مظلوم سوریه و عراق و لبنان و یمن افتاده‌اند. پاریس نقطه آغاز است و دولت‌های آمریکا و اروپا و برخی سران عیاش و مسلمان‌کش منطقه نظیر آل‌سعود و قطر و... حق دارند که شرایط اضطراری و حتی حکومت نظامی اعلام کنند. تروریست‌های داعش مانند رزمندگان نجیب و خداجوی ایران اسلامی، حزب‌الله لبنان، جان برکفان عراق و سوریه و یمن نیستند که برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم عادی، بدن‌های پاک و مطهر خود را سپر بلا و آماج گلوله‌ها کنند. داعشی‌ها مشتی نادان کم‌شعور و دست پرورده صهیونیست‌ها و دولتمردان آمریکایی، انگلیسی‌، و فرانسوی‌ جنایتکارند و پرورش‌یافته آل‌سعود مهمان‌کش هستند که هر جا امکان حمله داشته باشند دست به جنایت می‌زنند و علیه هر کس که فرصت شلیک پیدا کنند، دست به اسلحه می‌برند. جنایت داعشی‌ها در پاریس نیز از آنجا که علیه مردم عادی بوده است، شرم‌آور و پلید است و آنان تاوان جنایات دولتمردان تروریست‌پرور خود را می‌دهند.

حسین شریعتمداری

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩٤

در احوالات صداق نساء

برای ماهنامه پیام زن شماره آبان ماه قلمی گردید:

الیوم که جاده نکاح جوانان مملو از سنگلاخ است و پای هر تازه‎واردی را به ضرب و جرح بسیار می‎آزارد تا آنجا که آرزو می‎کند کاش با موطوسایکل تصادم نموده پایم قلم و انیس زندگی‎ام نیم کیلو پلاتین می‎شد، اما قدم در این وادی حیرت نمی‎گذاشتم، بر آن شدیم به قصد ثواب، عوامل این ناهمواری را احصا نماییم:

1-     صداق یا همان مهریه از اعظم و اجلّ موانع است؛ خفّفها الله الی أدنی مراتبها. یعنی جوان بی‎نوای غافل که با یک نظر صد دل می‎بازد در آن لحظه سرنوشت‎ساز باختن، از بیخ، عنایت به چاه ویلی که ممکن است پیش روی خود حفر نماید ندارد و لذا می‎رسد به جایی که احیاناً با سکه مطلا به عده سال میلاد زوجه که الیوم بالغ بر هزار و خورده‎ایست موافقت کرده، پای دفتر عریض محضر را امضا نشانده همین که شب سر بر بالین تحیّر گذاشت به خود می‎آید که چه کردم خدا به دادم برس. این اولاً وظیفه قانون‎گذار است که جلو چنین خبط عظیمی را بگیرد و ثانیاً والدین خاصه پدر به یک ضرب سقلمه به پسرک بفهماند که ای بدبخت سفید چشم، این زندگی نیست برای خود فراهم میکنی؛ بنای زندان هارون الرشید است؛ خود دانی.

2-     به نظرم کابین هزار و خورده‎ای بوسه از خفیف‎ترین و دل‎انگیزترین مهریه‎هایی باشد که امروزه مرسوم شده است.

3-     قید "عند الاستطاعة" را آقایان عزب که اقدام به نکاح می‎کنند خوب به یاد سپرده اگر یادشان نمی‎ماند جایی مکتوب کرده، با خود به محضر ببرند که این از بزرگترین وسایل نجات در عصر حاضر است؛ چرا که قید آن در عقدنامه، پرداخت مهریه را موکول به زمان استطاعت آقا می‎نماید و مسأله حبس‎زدایی به بهترین شکل نهادینه! می‎گردد که رییس قضا خود فرمودند زندان‎ها به یک "شیب ملایمی" باید برچیده شده، تبدیل به بوستان عنایت! شوند. خدا خیرشان دهد.

4-     یک نظر مختصر به گزارش مراسم نکاح صدر اسلام شما را به این اندیشه فرو می‎کند که آیا "ما" مسلمانیم یا گزارش‎های تاریخ  معوج ارسال شده؟ یعنی حلول عروس خانم به منزل شوهر در آن زمان از سهل‎ترین کارهایی بوده که صورت می‎گرفته است. البته اصل نکاح دچار شیخوخیت و مرام قبیله‎ای هم بوده لیکن در قسمت مهریه اصلاً دعوایی نبوده و البته سفارش قرآن کریم آن است که همان را که وعده کرده‎اید بپردازید اما مطلقاً یک سوشال پرابلم اپیدمیک! نبوده که در قرآن به آن اشارتی نرفته؛ پس این را ما خود برساخته‎ایم. حالا بزنید کف دست را بر پشت آن یکی دست.

5-     اگر علت‎العلل اخذ تعهد گران و زراندود مهریه آن است که مرد ارزش زوجه خود را بداند و به زندگی گردن تعهد بنهد که پرمسلم است ارج نهادن به خانواده به این چیزها نیست؛ اما اگر - خاکم بدهن زبانم سوخته- قصد، کاسبی است که قلم ما در توضیح آن نمی‎چرخد و مع‎الاسف در قلیلی از موارد چنین قصدی رؤیت شده لیکن ما این صحیفه مبارکه را به این آلودگی‎ها ملوث نمی‎نماییم.

6-     اصولاً تعیین لفظ صداق برای مهریه مال آن است که زوج صداقت و تعهد خود به امر نکاح را به اثبات برساند که افق نگاه او به تشکیل خانواده بلند است. آیا اگر میزان مهریه خفیف بود یعنی نگاه او از زاویه تانژانت تبدیل به کتانژانت شده است؟ یا سینوس به یک چیز دیگری؟

7-     آیا با تعیین کابین حجیم و کمرشکن و جاهای دیگر نابودکن، ارزش زوجه بالا می‎رود؟ یعنی اگر قرار است در محاورات روزانه به او گفته شود: عزیزم سلام، با 5 کیلو طلا باید به او گفت: ای دختر شاه پریون درود؟

8-     القصه، نکنید این کارها را خوبیت ندارد.

9-     دویّم از موانع سترگ نکاح، داشتن پیش‎شرط‎هاست. بدین معنا که پسر مادام که اسب و استر و خدم و حشم و مزرعه و کشت و زرع و قصر رفیع و از همه مهم‎تر پدر مایه‎دار نداشته باشد دختر بدو نمی‎دهند. سؤال اینجاست که مگر قرار است دختر با پدرشوهر خود بزید؟ یا دل در گرو اسب داشته باشد؟ یا با نوکر خانه نرد عشق ببازد؟ یا با دیوار منزل درد و دل کند؟ یا با سگ نژاد "آلاسکن کلی کای" شام بخورد؟ یا آخر هفته خود را به جای روستایشان در سواحل قبرس بگذراند؟ هان؟ شوهر میخواهد یا کالا؟

10- سیّم از اخلال کنندگان در امر ازدواج، اطرافیان و حرف مردم است؛ ای وای بر ما. این که صغرا خاتون خبرنگارِ کوشک بالایی هنگام ظرف شستن سر جوی پایینی گفته "فلانی می‎خواهد دخترش را به یک قشونی بدهد؛ وای به حالش؛ آواره شهرهاست" یا "دخترک خواستگار دارد که بینی‎اش قاعده این کاسه است" یا " نه شامی نه ولیمه‎ای؛ سرشان را عین الاغ قربونعلی انداختند پایین و رفتند عروسی کردند" از حرف‎هایی است که پای هر جوان آرزو به‎دلی را برای اقدام به نکاح سست می‎نماید. زیاده عرضی نیست

 

 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳٩٤