در حرمت استعمال کافئین شب امتحان

بجهة ماهنامه پیام زن نگارش شد:

یکم- اول سنه‎ی تحصیلی ایام فراغت و داخل در شبکه های اجتماعی شدن است لیکن هر چه به سمت آخر آن رهنمون می شویم حجم کتب قرائت ناشده رو به فزونی می گذارد؛ چنان که احیاناً بر گرده ستور هم حمل نتوان نمود. بناءً علی هذا بر طلاب علوم آکادمیک فرض است تا به طور یومیه و به قدر استطاعت از این انبان علم چیزی برگیرند تا شب امتحان مصداق این شعر شاعر مجهول الهویه، مجهول المکان و مفقود الجسد نگردند که:

بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود

این شب امتحان من چرا سحر نمی شود ؟

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من، دست به سر نمی شود ؟

از سوی دیگر توصیه اکید این میرزا که خود ایام فرحناک و طرب انگیز شباب و طلبگی را گذرانده و حالیاً استاد اکابر می باشد این است که به منظور دپو نشدن دروس در شب امتحان از روش مجرب و آزموده شده " لایتنر" بهره جویید که اکسیر اعظم است و این میرزا هر چه دارد از کاربست این روشِ به غایت مفید و پدرآمرزیده در عهد جوانی دارد؛ چنان که هنوز به قدر دوازده بار شتر ورقه های فیش نویسی شده روش لایتنر را در زیرزمین بیتم به شرط موش خور نشدن محافظت می کنم بسکه دل کندن از این فیش های مقدس که مرا به اعلا علییین کنونی رسانده برایم دشوار است. در روش لایتنر یک فقره جعبه چوبین مختصر وجود دارد که نجار برایتان به 9 شاهی می سازد. آن گاه به احدی از مطبعه ها  (/چاپخانه های قدیم) مراجعه نموده سه شاهی که بدهید یک بغل کناره کاغذ بریده شده که خودشان دور می ریزند به شما تحویل می دهند که شما در می مانید این حجم اوراق را خودتان حمل کنید یا قاطر کرایه کنید. الغرض فیش های 10در10 سانتی متر را به منزل حمل می کنید و هر درسی را که باب طبعتان باشد به شکل سوال و جواب بر روی برگه و ظهر آن مرقوم می نمایید آن گاه تا غروب فردا فیش ها را مرور می کنید و اگر توانستید پاسخ بدهید به خانه دویم داخل می کنید وگرنه به خانه اول بر می گردانید و همین پروسس را تا همه فیش ها به خانه پنجم برسد در طول ایام و ماه های آتی ادامه می دهید. زمانی که یک فیش از منزل 5 خارج شود به این سوی چراغ قسم که آن مطلب به ذاکره دراز مدت تان منتقل شده و ذوالقرنین با دو شاخ مهیبش هم اگر ظهور کند نمی تواند آن را از مخیله شما خارج نماید. یعنی دیگر لازم نخواهد بود شب امتحان با خود بسرایید:

بوی شوم امتحان آید همی، یاد صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم، دل به امید تقلب بسته ایم

یا بسکه کلافه اید شیر یا خط بنمایید به این شرط که: اگه شیر آمد به رختخواب رجوع می کنم؛ اگر چنان چه خط آمد فیلم سینماتوغرافی مشاهده می نمایم؛ اگه قائم بر نفس ایستاد آن گاه درس میخوانم. یا اعتماد به نفس خود را از کف بدهید و به قانون پایستگی واحدها ایمان بیاورید که: "واحدها نه از بین می روند و نه پاس می شوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال می یابند." بیت:

صفایی ندارد ارسطو شدن، خوشا پرکشیدن، پرستو شدن !

تو که پر نداری پرستو شوی؛ بشین درس بخون تا ارسطو شوی !

دویم- این که شایع شده است ایزی لایف محصولات خود را مختص امتحانات، رونمایی نموده از بیخ صحت نداشته، در راستای تضعیف روحیه طلاب کوالج علمی بوده، هیچ سنخیتی با رشد روزافزون علمی و روحیه مقاوم طلاب ایرانی نداشته از معاونت علمی و تکنالجیک رئاست جمهور تقاضا داریم دفتر این کارخانه در ایران را تعطیل و پرونده آن را به محکمه ارجاع بنمایند.

سیم- نوشیدن مقادیر معتنابهی از مواد تئین دار و آکنده از کافئین در شب امتحان به منظور تهجّد و شب زنده داری نه تنها دردی را درمان نمی کند بلکه موجب مخلوط شدن کلیه مواد امتحانی شده، فردای امتحان مسأله کیمیاوی را به جای فیزیا نوشته، جای هندسه و جبر احتمالات عوض شده، آش شعله قلمکاری پدید می آید که بیا و ببین. هر چه هم که پای ورقه شرح تهی مغزی و افلاس فکری و مشکلات خانوادگی بدهی صفرا خواهد فزود و دل استاد را نرم نخواهد کرد. بیت:

ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !

ایضاً بیت:

ز خرخوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد

همچنین آگاهان معتقدند استعمال چوب کبریت برای قائم نگه داشتن دیدگان، بهره گیری از آب یخ و سفارش به برادر کوچک تر برای وارد آوردن ضربات نعلین به ناحیه شقشقه، بصل النخاع و سلسله اعصاب محیطی هنگامی که چرتتان می گیرد موجبات معلولیت مادام العمر و طبعاً محرومیت از تحصیل می گردد. نکنید این کارها را خوبیت ندارد. مغزتان نمی کشد بروید کارگری و حرفه آموزی که خیر دنیا و آخرت در همین است. تو خیال می کنی زاکربرگ و جزایری و زنجانی و بیل گیتس درس خوانده اند؟ زهی خیال باطل.

سیّم- به این جمله دقت کنید: " لذتی که در پیچاندن دروس و افتادن با فراغ بال و طیب خاطر هست، در حضور صد در صد سر کلاس و پر کردن ۸ برگ پشت و رو سر جلسه امتحان و ۲۰ شدن نیست." به نظر شما گوینده این عبارت مشعشع کیست؟

الف- دانشجوی بچه مایه دار؟   ب- پسر بابک زنجانی؟ ج- کارگر بالقوه بتن ریز که از بد حادثه دانشجو شده؟ د- همونی که پیامک داد: " دانشجویان گرامی به لحظات ملکوتی غلط کردم از ترم بعد می خونم نزدیک می شویم."؟

چهارم- مطالعه بعض این پیامک های ضالّه که جوانک های آشفته مغز و مستعد مملکت ساخته اند خالی از لطف و خنده نیست:

*- ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪه ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ : مگه ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ؟

    ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!

    .

    .

    .

    ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ؟

*- بابام رفته هویج خریده میگه عَقلت که ناقصه، مغزت هم که کار نمی کنه بگیر این هویج رو کوفت کن که اقلاً چشمات برای تقلب کار کنه!

*- دانشجویی که توانایی این رو نداشته باشه دو خط تقلب بکنه . . .

    .

    .

    .

    فردا چه جوری میخواد تو این مملکت گلیم خودشو از آب بیرون بکشه؟!

    چه جوری می خواد کار پیدا کنه ؟!

    چه جوری می خواد زندگی کنه ؟!

    ها چه خاکی می خواد به سرش کنه؟!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٥